SAFIESFAHANI.COM  ::  DARALSADEGH.COM

صفحه اول :: درباره ما :: پيشنهادها و انتقادها :: ديدگاههاي كاربران :: پاسخ به مسائل شرعی و اعتقادی :: جستجو  :: ارتباط با ما

 

آيت الله صافي اصفهانی

ولادت تا ارتحال

آثار

وصيتنامه

خاطرات و كلمات قصار
روش سير و سلوك

 

تصوير روز

News: یادگاری از خطبای پیشین

 

اخبار

موسسه

حوزه

مذهبی

فرهنگ وهنر

 

هنر و هنرمندان اسلامي

نگارستان

آلبوم تصاوير

معرفي هنرمندان اسلامي

 

كتابخانه

معرفي كتاب

كلام

اخلاق و عرفان

تفسير

 

محصولات فرهنگي هنري

كتاب

نرم افزار

وي‍‍‍ژه نامه ها

آثار هنري

 

ایجاد ارتباط

جهت ايجاد ارتباط کد زير را در سايت خود کپي کنيد باتشکر

 

 

--

-----------------------
 
 

 

سخنرانی حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی- ایام محرم 1429

سخنرانی حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی

به مناسبت ایام محرم در جمعی از عزاداران حسینی اصفهان

محرم الحرام 1429 هـ.ق

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربِّ العالمین حمداً ازلیّاً بابدیَّته، و ابدیّاً بازلیَّته، سرمداً باطلاقه متجلّیاً مرایا آفاقه، و الصَّلوة و السَّلام علی سیِّد انبیائه البشیر النذیر و السراج المنیر سیِّدنا احمد و نبیِّنا ابی‌القاسم محمَّد، و اللَّعن الدّائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدّین.

قال الله الحکیم فی کتابه الحکیم و مبرم خطابه العظیم: « و انَّ هذا صراطی مستقیاً فاتَّبعوه » [1]

انسان در زندگی باید هدف داشته باشد و این هدف باید مقدس باشد و الاّ تمام زندگی‌اش بر باد می‌رود. به هر حال اگر انسان عاقل باشد و فکر کند که هر لحظه از لحظات عمرش چقدر ارزش دارد و چقدر در این عالم باید عوامل دست به دست هم دهد، تا انسان یک لحظه نفس بکشد. به گفته‌ی سعدی:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

ملاحظه بفرمایید! چقدر نیرو باید صرف شود و چقدر قدرت باید مصرف شود و چقدر از مواد باید مصرف شود تا این که انسان لقمه نانی بخورد. بنابراین انسان باید ارزش خودش و وقتش را بداند.

اگر انسان عاقل باشد باید هر چه بیشتر تلاش کند تا خود را به مرحله‌ی کمال برساند. این انسان اگر به فکر خودش نباشد بنا بر تعبیر قرآن: « اولئک کالانعام بل هم اضلُّ» [2] .

اگر به فکر تکامل و رشد در زندگی نیفتد مثل حیوانات یک عمر، می‌خورد و می‌خوابد و درجا می‌زند. ما به دنیا نیامده‌ایم تا مثل حیوانات زندگی کنیم، ما انسان‌هایی هستیم که تمام مخلوقات برای ما آفریده شده‌اند؛ « الَّذی جعل لکم الارض مهداً» [3] زمین گهواره‌ای است برای شما؛ « هو الَّذی خلق لکم الارض جمیعاً» [4] آنچه در زمین است از جمادات و نباتات و حیوانات تمام این‌ها را خدا برای ما خلق کرده است.

ما موجوداتی هستیم که می‌توانیم اوج بگیریم، تا جایی که ملائکه هم نتوانند با ما همراه باشند. جبرئیل امین به پیامبر9 عرض کرد: «اگر من به اندازه‌ی یک سر انگشت بالاتر بیایم بال و پرم می‌سوزد».

انسان جایی راه می‌رود که ملائکه نمی‌توانند راه داشته باشند. بعد قرآن می‌فرماید: « والشَّمس و القمر و النُّجوم مسخَّراتٍ بامره» [5] .

این عالم افلاک (ستارگان، ماه و خورشید) تمام این‌ها برای شما آفریده شده است. این آسمان به این عظمت، این کهکشان‌های لایتناهی که هنوز هیچ انسانی نتوانسته عمق آن‌ها را پیدا کند، تمام این‌ها برای وجود انسان است، اینقدر یک انسان ارزش دارد. بنابراین یک انسان باید چه کند تا ضایع نشود؟‍!

« انّ الانسان لفی خسر* الاّ الَّذین آمنوا و عملوا الصّالحات *ِ» [6] اگر راه تکامل را پیش نگیرد زیان کرده، نیروها را تلف کرده و به نتیجه و هدف هم نرسیده است.

حال هدف چه باشد؟ هدف باید لایتناهی باشد؛ به این معنا که دریا را پیدا می‌کند و الاّ اگر از دریا منفصل شد یک قطره‌ای بی‌ارزش است. آن چیزی که لایتناهی است پروردگار است.

ما انسان‌ها می‌توانیم تلاش و جدیت کنیم تا فاصله بین خود و خدا را کم کنیم. قرب الی الله پیدا کنیم، چون ما کامل‌تر از خدا نداریم و به هر چیز که بخواهیم بپیوندیم خدا نیست و او هم یک موجود محدود است مثل خود ما، اگر بخواهیم خود را به یک امر لایتناهی پیوند بزنیم چیزی جز خدا پیدا نمی‌کنیم و خداوند چه زیبا می‌فرماید: « یا ایُّها الانسان انَّک کادحٌ الی ربِّک کدحاً فملاقیه» [7] .

لقاء خدا یعنی چه؟ اگر کسی، دیگری را دید و آن هم آن کس را دید این ملاقات است، این لقاء است، بین الاثنینی است. ما خدا را نمی‌بینیم ولی خدا ما را می‌بیند پس باید کاری کنیم تا ما هم خدا را ببنیم با چشم دل، این لقاء حاصل می‌شود.

انسان کافر تا در این دنیاست این ابرهای تیره‌ی مادیّت بین او و خدا حائل می‌شود و نمی‌تواند خدا را با چشم دل ببیند، وقتی می‌میرد این پرده‌های مادّی کنار می‌رود، این شبهات و این استدلالات غلط کنار می‌رود و خدا را می‌بیند. این است که قرآن از مرگ به یقین تعبیر می‌کند: « و اعبد ربِّک حتّی یاتیک الیقین» [8] وقت مرگ، هیچ کس دربار‌ه‌ی خدا شک و تردید ندارد و آن‌جاست که به وجود باری تعالی یقین پیدا می‌کند ولی دیگر به درد او نمی‌خورد. پس باید قبل از این که پا به عرصه‌ی مرگ بگذاریم چشم دل باز کنیم و خدا را ببنیم.

« یا ایُّها الانسان انَّک کادحٌ الی ربِّک کدحاً فملاقیه» [9] خدا می‌فرماید: شما مرا می‌بینید! زحمت می‌خواهد، تلاش می‌خواهد، می‌بایستی عبادت کنی تا به قرب برسی. قرآن در آیه سجده‌ی سوره فصلت می‌فرماید: «سجده کن تا قرب پیدا کنی».

یعنی اگر می‌خواهی خدا را ملاقات کنی باید عبادت کنی و با ادامه‌ی عبادت است که می‌توانی آن حالت قرب و لقاء را به دست آوری. هدف روشن است ما نیامده‌ایم که بخوریم و بخوابیم و یک زندگی مادی را اداره کنیم. این‌ها هدف نیست چون حیوانات هم این چیزها را دارند. ما باید هدف بلندتری در حد بی‌نهایت داشته باشیم.

بین ما و خدا فاصله است و ما باید این فاصله را کم کنیم. هدف رسیدن به خداست، فاصله هم هست پس باید راهی پیدا کنیم و از آن راه آرام آرام خود را به خدا برسانیم. به نماز می‌ایستیم حمد و ثنای الهی را به جا می‌آوریم و هدفمان این است که دعا کنیم. سوره حمد را می‌خوانیم، اول آن مقدمه است برای دعا، عرض می‌کنیم:

« اهدنا الصِّراط المستقیم» [10] خدایا! بین ما و تو فاصله است، راهی هم هست که ما را به تو برساند منتهی این راه را تو باید به ما نشان دهی.

« صراط الَّذین انعمت علیهم» [11] راه کسانی که به آن‌ها نعمت دادی؛ « منظور نعمت ولایت مولای متقیان علی 7 است که در روز غدیر خم خدا می‌فرماید: « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیم نعمتی» [12] هر کس نعمت ولایت را دارد خداوند بزرگ نعمت را به او عنایت کرده است.»

خدایا ما می‌خواهیم راه کسانی را به ما ارائه دهی که نعمت را بر آن‌ها تمام کرده‌ای. راهی که گمراهان رفته‌اند و به خدا نرسیده‌اند را نمی‌خواهیم؛ راه کسانی را هم که بر آن‌ها غضب کرده‌ای نمی‌خواهیم؛ راه کسانی را می‌خواهیم که خدا به آن‌ها منت گذاشته و آن‌ها را متنعم به نعمت ولایت‌شان نموده‌ای. تا این جا خواسته‌ی ما معلوم شد، می‌خواهیم راهی را طی کنیم تا به خدا برسیم. بنابراین اگر کسی خواست راهی را برود نیازمند به اموری می‌باشد.

اول این که باید چشم داشته باشد تا راه را ببیند؛ آدمی که کور است نمی‌تواند راه را پیدا کند و ادامه راه بر او مشکل است.

دوم این که نور می‌خواهد؛ در هنگام شب راننده‌ای که می‌خواهد به مسافرت برود باید چراغ پر نور و قوی داشته باشد تا راه را بر او روشن کند.

سوم این که باید در راه امنیت باشد؛ اگر چنانچه راهزن در راه باشد نمی‌توان راه را ادامه داد آن‌ها مانع می‌شوند و نمی‌گذارند راه ادامه پیدا کند.

چهارم این که مرکب لازم است؛ اگر راه دور باشد باید از ماشین یا حیوانات یا کشتی و هواپیما و... استفاده کرد.

پنجم این که توشه لازم دارد؛ در شهر همه‌ی امکانات وجود دارد اما اگر انسان در بیابان ماند به چیزی دسترسی ندارد، پس باید آب و غذا و امکانات با خود ببرد و توشه‌ی راه داشته باشد.

ششم این که رفیق خوب داشته باشد. در روایت دارد: « الرَّفیق ثمَّ الطَّریق» [13] اگر خواستید به مسافرت بروید اول رفیق خوب پیدا کنید و بعد مسافرت را آغاز کنید. اگر این شرایط نباشد مسافرت یا امکان‌پذیر نیست یا بسیار دشوار است.

هفتم این که راهنما هم باید باشد. الآن می‌بینیم کسانی که می‌خواهند به مکه یا به عراق مشرف شوند، دلیل و همراه انتخاب می‌کنند. راه را بلد نیستند باید کسی باشد تا آن‌ها را ارائه طریق و هدایت کند تا گمراه نشوند.

وجود راهنما بسیار مؤثر است. سر سه‌راهی‌ها و چهارراهی‌ها تابلو لازم است تا راهنمایی کند از کدام طرف باید رفت تا به هدف رسید. اگر این‌ها نباشد معلوم نیست انسان به هدف مورد نظرش برسد.

ما در نماز خواستیم تا خدا ما را به راه راست هدایت کند، خدا هم این راه را نشان داده است. از زمان حضرت آدم7 تا الآن خدا به وسیله‌ی کتب اسلامی، انبیاء، اولیاء و اوصیاء این راه را نشان داده است. فقط در این راه خدا هست. پیغمبر9 می‌فرماید: « ان ربی علی صراط مستقیم» [14] در راه کج نمی‌توان خدا را پیدا کرد، اگر راه راست را رفتید به خدا می‌رسید.

از آن طرف می‌بینیم ابراهیم7 در صراط مستقیم است. ابراهیم7 به پدرش می‌گوید: «یا ابتا! پدرجان، من چیزهایی می‌دانم که تو آن‌ها را نمی‌دانی».

« یا ابت انّی قد جاءنی من العلم ما لم یاتک فاتَّبعنی اهدک صراطاً سویّاً» [15] ای پدر! مرا علمی آموختند که به تو نیاموختند، پس مرا پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.

در این راه حضرت ابراهیم7 است، در راه این پیغمبر اسلام9 هست. در قرآن به پیغمبر9 خطاب می‌کنند: « انَّک علی صراط مستقیم» [16] و از عجائب این است که در این راه شیطان نیز وجود دارد، در قرآن از قول شیطان می‌گوید، که شیطان به خدا گفت: « قال فبما اغویتنی لاقعدنَّ لهم صراطک المستقیم» [17] چون مرا گمراه کردی من نیز بندگانت را از راه راست گمراه می‌کنم. سر راه می‌نشینم و نمی‌گذازم بندگانت از این راه استفاده کنند و به هدف برسند بین تو و مردم فاصله می‌اندازم.

حالا می‌خواهیم ببینیم در این راهی که خدای متعال به ما ارائه کرده و می‌فرماید: « و یهدی من یشاءُ الی صراطٍ مستقیمٍ» [18] هرکس را بخواهم به راه راست هدایت می‌کنم. آیا شرایطی را که برای پیمودن راه است خدا این شرایط را قرار داده یا نه؟! خدا چشم داده یا نداده؟!



[1] . سوره انعام، آیه 153: «این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید!»

[2] . سوره اعراف، آیه 179: «آن ها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه تر»

[3] . سوره زخرف، آیه 10: «همان کسی که زمبن را محل آرامش شما قرار داد»

[4] . سوره بقره، آیه 29: «او خدایی است که همه‌ی آنچه را که در زمین وجود دارد، برای شما آفرید»

[5] . سوره اعراف، آیه 54 و سوره نحل، آیه 12: «خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخر فرمان او هستند»

[6] . سوره عصر، آیات 1و2: «انسان ها همه در زیانند، مگر آنان که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند»

[7] . سوره انشقاق، آیه 6: «ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد»

[8] . سوره حجر، آیه 99: «و پروردگارت را عبادت کن تا یقین تو را فرا رسید!»

[9] . سوره انشقاق، آیه 6: «ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد»

[10] . سوره حمد، آیه 6: «ما را به راست هدایت کن»

[11] . سوره حد، آیه 7: «راه کسانی که آنان را مشمول رحمت خود ساختی»

[12] . سوره مائده، آیه 3: «امروز دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم»

[13] . مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 8، ص 209.

[14] . اصول کافی، مرحوم کلینی، ج 2، ص 540.

[15] . سوره مریم، آیه 43: «ای پدر! دانشی برای من آمده که برای تو نیامده است؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم!»

[16] . سوره زخرف، آیه 43: «تو بر صراط مستقیمی»

[17] . سوره اعراف، آیه 16: «گفت: اکنون که مرا گمراه ساختی من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آن ها کمین می کنم»

[18] . سوره یونس، آیه 25: «و هرکس را که بخواهید و شایسته ببینید به راه راست هدایت می کنم»
-
-
-
-
-
قسمت دوم - قسمت سوم

 

امام صادق (ع)

از ولادت تا شهادت

سيره فردي و اجتماعي

عالم آل محمد (ص)

مبارزات فرهنگي
مناظرات وشاگردان

 

پيامبر  و اهل بیت

زندگينامه

شناخت

سيره فردي و اجتماعي

کتابشناسی

اصحاب

 

علوم اسلامي

دروس حوزه

كلام

رجال
نقد مباني فلسفه

 

اخلاق و معارف اسلامي

عرفان اسلامي

آسيب شناسي عرفان

شخصيتها

 

دريافت خبرنامه

براي عضويت در خبرنامه سايت ايميل خود را وارد نماييد

عضويت
لغو عضويت

 

 محصولات مجموعه دارالصادق اصفهان

 

 

 
نظرسنجی
جذابترین بخش از سایت دارالصادق از نظر شما :
امام صادق(علیه السلام)
پیامبر و اهل بیت(علیهماالسلام)
آیت الله صافی اصفهانی
علوم اسلامی
تصاویر
اخلاق و معارف اسلامی
محصولات فرهنگی هنری

 

 Copyright © 2007 Daralsadegh - All right Reserved ,

Powered by : JET CMS