SAFIESFAHANI.COM  ::  DARALSADEGH.COM

صفحه اول :: درباره ما :: پيشنهادها و انتقادها :: ديدگاههاي كاربران :: پاسخ به مسائل شرعی و اعتقادی :: جستجو  :: ارتباط با ما

 

آيت الله صافي اصفهانی

ولادت تا ارتحال

آثار

وصيتنامه

خاطرات و كلمات قصار
روش سير و سلوك

 

تصوير روز

Pictures: مرحوم آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی

 

اخبار

موسسه

حوزه

مذهبی

فرهنگ وهنر

 

هنر و هنرمندان اسلامي

نگارستان

آلبوم تصاوير

معرفي هنرمندان اسلامي

 

كتابخانه

معرفي كتاب

كلام

اخلاق و عرفان

تفسير

 

محصولات فرهنگي هنري

كتاب

نرم افزار

وي‍‍‍ژه نامه ها

آثار هنري

 

ایجاد ارتباط

جهت ايجاد ارتباط کد زير را در سايت خود کپي کنيد باتشکر

 

 

--

-----------------------
 
 

 

معرفي هنرمندان اسلامي

 

 

 

 
استاد محمد حسین عطاریان
 
 
اهل هنر بر این باورند که خط شکسته آخرین پدیده ذوق هنری ایرانیان است که در اواخر قرن دهم هجری قمری به دستان خلاق مرتضی قلیخان شاملو به ظهور رسید و محمد شفیع حسینی مشهور به شفیعا آن را تداوم بخشید و ذوق سرشارش را در این پدیده آن چنان به کار بست که عبدالمجید درویش را مجذوب خویش کرد و این جذبه و شوق به مرور از وی نابغه‌ای بزرگ در تاریخ هنر خوشنویسی پدید آورد.
 
درویش عبدالمجید طالقانی زیبایی و صلابت خط شکسته را به اوج رسانید و کمال بخشید و بیش از پیش قانون‌مند نمود، به این ترتیب مکتب درویش شکل گرفت و این قانون‌مندی محک و عیار سنجش خط همه‌ی شکسته نویسان گردید. او شاگردانی را بی‌واسطه تعلیم داد که از آن میان میرزا کوچک و محمدرضا مشهورترین آن‌ها هستند. ایشان اشاعه این مکتب شریف را به شایستگی استمرار بخشیدند.
 
اگرچه بسیاری انگیزه ابداع این پدیده هنری را به سریع‌نویسی خط نستعلیق نسبت داده‌اند، امّا در واقع زمینه‌ی پیدایش خط شکسته به عنوان آخرین پلّه تکاملی خطوط ایرانی در امتداد تعلیق و نستعلیق، تعامل انواع هنرها در آن دوران بوده و باید پذیرفت که فلسفه وجودی‌اش نه سریع‌نویسی صرف، بلکه فراهم آوردن آزادی هر چه بیشتر، برای دست‌یابی به حداکثر زیبایی و هماهنگی در شکل و محتوا بوده است و شکستن قالب‌های رایج، و رهایی از قیودی که دست هنرمند را در ایجاد اشکال متنوع حروف و ابعاد و اندازه‌های گوناگون و ریتم‌های جورواجور با فواصل مختلف در خطوط ماقبل می‌بست.
هر چند در ادوار مختلف، مکتب اصیل و قانون‌مند درویش با فراز و نشیب‌هایی مواجه بوده، امّا این شمع فروزان در جان زنده‌دلان عاشق و عارف خاموش نماند، و از زمره‌ی این عاشقان و عارفان شوریده و شیرین نگار گلستانه بود.
 
 
ظهور گلستانه
 
 
سید علی اکبر گلستانه، فرزند حاج میرزا ابراهیم گلستانه ملقب به احتشام السادات، در سال 1274 هجری قمری در خاندانی اهل فضل و علم و ادب در اصفهان چشم به جهان گشود و تحت تعلیم و تربیت والد خود رشد و نمو یافت و مقدمات علوم دینی را فرا گرفت و سپس با کسب فیض از محضر علماء و فضلای زمان خود کسوت روحانی را برای خود انتخاب کرد و ملبس شد.
 
 
علاقه فراوان او به حُسن خط، وی را به وادی مشق کشانید و با بهره‌گیری از آثار اساتید هم عصر خود به ویژه خطوط میرزا غلامرضا اصفهانی به ترتیب به آموختن خطوط نسخ، نستعلیق و شکسته پرداخت. و در زمینه اوج‌گیری و بلندپروازی ذوق هنری خاص خود را در خط شکسته یافت.
 
 کنکاش و مداقه او در آثار پیشینان و بررسی سیر تحول خوشنویسی و کسب تجربه‌های شخصی، مسیر او را در انتخاب راه و روشی روشن رقم زد.
سئوالی که در خصوص سیر تطور هنر گلستانه قابل طرح است این که آیا آثار شکسته خفی میرزا غلامرضا تأثیری در سیر گلستانه داشته یا خیر؟
 
 پاسخ به این سؤال مستلزم بررسی موشکافانه است. مایلم دقّت علاقمندان تاریخ خوشنویسی خصوصاً هنرجویان خط شکسته را به این مهم جلب نمایم که در یک بررسی کارشناسانه و تخصصی می‌توان نتیجه گرفت اولاً قلم خفی میرزا غلامرضا نسبت به عبدالمجید درویش بسیار ضعیف‌تر است، ثانیاً اقلام خفی سید گلستانه بسیار استادانه‌تر از ميرزا غلامرضا اجرا شده است.
 
 بر این اساس می‌توان با اطمینان نتیجه گرفت که الهام‌پذیری سید گلستانه از مکتب درویش سرچشمه گرفته است، و مجذوبیت به آثار بی‌بدیل و دلربای درویش عبدالمجید موجب دلسپردگی او شد و آتش عشق و شوق را در کالبد هنر و جان شیفته‌ی او شعله‌ور ساخت.
 
این سید جلیل القدر در سیر و سلوک هنری خود با دستمایه‌ای از همین شیفتگی متصّل می‌نویسد و می‌نویسد: بر این باورم که وی از وسوسه‌های «منیّت» پرهیز داشت، و نیک می‌دانست که اسیر نفس شدن چه قهقرائی دارد. او «خود» را فراموش می‌کند و آنچه می‌نویسد از درویش و به یاد درویش است.
گلستانه مدت‌ها در قطعاتش نامی از خود نمی‌برد و نام عبدالمجید را رقم می‌زند تا با نظر عنایتی از عالم بالا جمال قلم درویش را حاصل کند. آری این شورانگیزی در عرصه هنر حاصل دل‌باختگی او به حضرت درویش عبدالمجید است.
 
آن نفسی که با خودی، خود تو شكار پشّه‌ای
وان نفسی کـه بیـخودی شیـر شكـار آیـدت
 
سال‌ها بدین منوال می‌گذرد، در بعضی از قطعات بدون ذکر نام خود اعدادی چون 973 و یا 333 را رقم می‌زند که به حساب ابجد به ترتیب «سید علی‌اکبرگلستانه» و «علی‌اکبر» است و تا دوران معاصر ناشناخته مانده بود بالاخره پس از ریاضتی عاشقانه و عارفانه و طی طریق سلوک قلمش صفا و شأن پیدا کرد. و با این اجتهاد، امضا و نام خود را رقم می‌زند و این گونه آثار فاخری از او را می‌یابیم که رقم سید علی‌اکبر الحسنی الحسینی را دارد. مراد سید گلستانه کسب نام و نشان نبود بلکه مراد او نیل به معرفت قلم درویش بود که به حرمت پاسداری از حریم درویش نثار او شد.
 
جمله نامرادیت از طلب مراد تست
ورنه همه مرادها جمله نثار آیـدت
 
استنتاج از آثار خفی او، گواه این واقعیت است که چقدر به مکتب درویش پای‌بند بوده است. بی‌دلیل نیست که آثار بدون امضای گلستانه را بعضی از مجموعه‌داران و اظهارنظرکنندگان غیرکارشناسانه بعضاً و صرفاً به دلیل رقم عبدالمجید، خط درویش معرفی کرده‌اند.
 
گلستانه شخصیتی متواضع داشت و فردی عارف و مبادی آداب و اخلاق هنری بود. این خصوصیت در صفحه‌ی آثار او نیز به چشم می‌خورد. به عنوان مثال چنان‌چه نیم نظری به مرقع شانزده قطعه‌ای که در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود، داشته باشیم می‌نویسد: «سید گلستانه متصل می‌نویسد. ملاحظه خوبی و بدی را نمی‌کند.»
و در قطعه‌ای دیگر نگاشته: «سید گلستانه به طریق شوخی قلم عشق می‌کند و بد می‌نویسد چیزی که هست خوب هم می‌تواند بنویسد.»
 
از این دو جمله مرقومه آن مرحوم می‌توان درسی آموخت و نتیجه گرفت که اولاً خوشنویس باید با عشق و علاقه بنویسد و ثانیاً در نوشتن ممارست داشته باشد.
 
سید گلستانه متصّف به اخلاق و ادب هنری بوده و خط خودش را در قیاس با پیشینیان برتر نمی‌شمرد. به همین شیوه هنرمند راستین باید متواضع و فروتن باشد و از عجب و خود بزرگ‌بینی بپرهیزد که غیر آن موجب اضلال وی و اضمحلال آثارش در تاریخ می‌شود. به راستی در جامعه کنونی ابتلای بعضی از نمونه‌ها که به بی‌راهه کشیده شده و آثارشان فاقد اعتبار هنری است مصداق این سروده‌اند که: «آن نفسی که با خودی، یار کناره می‌کند» و در مقابل قطره‌هایی که خود را هیچ نگاشته، دریا شدند و به شور مستی رسیدند: «وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت».
 
رسیدن به این توفیق بدون رعایت مقدمات عارفانه و پرهیز از منهیّات دست نمی‌دهد، و کار هنري بودن این مقدمه به کمال نمی‌رسد و راز این توفیق تزکیه نفس است، تا قلب هنرمند چون آینه‌ای شفاف شود و قابل انعکاس انوار جمال گردد.
 
خواهـی کـه شود قلب تو چون آئینـه
ده چیــز بــرون کـن از درون سینـه
بخل و حسد و کذب و حرام و غیبت
حـرص و طمـع و کبـر و ریـا و کینه
 
ویژگی‌های سبک گلستانه
 
سید گلستانه با کوله باری از تجربه و تلاش به سبک خاص خود رسید که از ویژگی‌های آن، این موارد برجستگی بیشتری دارد:
- تجدید نظر در شیب و گوشت نیش قلم.
- کاستن از اتصالات ممتد.
- کوتاه کردن مدّات.
- مختصر تغییری در دوایر و قوس‌ها.
- گرایش به قوّت از ضعف قلم.
- ترکیب بندی‌های خاص.
- شناخت و استفاده درست در شاکله مفردات و ترکیبات.
وی علاوه بر اقلام خفی، به تبع نگارش‌های استاد هم عصرش میرزا غلامرضا اصفهانی، اقلام جلی را هم به رشته تحریر درآورده، علی‌الخصوص در سطرنویسی شیوه‌ی ویژه خود را به عالم هنر عرضه کرد، و الحق به خوبی از عهده‌ی آن برآمده و از طلایه‌داران این قلم قلمداد می‌شود و همین ویژگی، آثار او را با اسلافش متمایز می‌سازد.
 
سید گلستانه در دوران کسب تجربه، سفرهایی به خراسان، فارس و عراق داشته و نهایتاً در تهران رحل اقامت افکند و تا آخر عمر در آن‌جا ماند. او بخشی از عمر پُربرکتش را صرف نگارش مقالات ادبی و تاریخی و مرقعات نفیس نمود که در زمره‌ی اصیل‌ترین آثار او به شمار می‌آید.
وی بخش دیگر عمرش را صرف آموزش علاقه‌مندان و مشتاقان هنر خط نموده و همین گام، او و قلمش را در رسیدن به رموز و دقایق خط شکسته، بالنده‌تر و شکوفایی استعدادش را در نوشتن بیش‌تر و آثار به جا مانده از وی را پخته‌تر کرد، و حلقه‌ی شاگردان او وسیع و وسیع‌تر شد و به درخواست خودش در مدرسه‌ی عالی سپهسالار به سمت یکی از دو معلم ثابت خط آن مدرسه که به حکم وقف تعیین شده بود منصوب گردید. و از دستخط سحرآسا و تعليمات هنری و اخلاقی او، فرزندان و بزرگان شهر بهره‌ها یافتند.
 
از شاگردان برجسته و ممتاز او محمد هاشم اصفهانی و عنقای شیرازی را نام برده‌اند. اگرچه دلدادگان هنر نفیس و فاخر او کم نبودند امّا به حکم نجابت ذاتی این سید جلیل القدر، از آن‌جا که درآمد حاصل از تعلیم خط، کفاف معاش او را نمی‌داد و مشکلات عدیده و بی‌شمار و تنگی معیشت که گاه در قطعات وی به صورت شکوه‌های حکیمانه تظاهر یافته، او را وامی‌داشت که در خلوت عارفانه، قلم سحرآفرینش را در ایجاد مرقعات نفیس به سماع آورد و از محلّ عرضه آن به بزرگان عهد ناصری و مظفری روزگار ناملایم را سپری کند.
 
 این بخش از آثار او هم اکنون در کنار صدها نمونه سرمشق و قطعات پراکنده از جمله عالی‌ترین یادگاری‌های به جا مانده اوست که در کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مجموعه‌های شخصی نگهداری می‌شود.
 
سید گلستانه درست در دوران اقتدار هنرش به دنبال عارضه‌ی چشم، چراغ عمرش بدست جرّاح ناشی خاموش شد و در سنّ 45 سالگی جان به جان آفرین تسلیم نمود و طبق وصیّتش در شهر قم در جوار حضرت معصومه علیها السلام  به خاک سپرده شد. باشد که پیروان راستینش پاسداران خلق و خو و شیوه‌ی و نگارش با هوّیت او باشند و به غنای هنر این مرز و بوم بیفزایند و این هنر شریف و قدسی را از دست مدعیّان بی‌هنر، در این آشفته بازار هنری نجات داده تا صرّافان گوهرناشناس بیش از این خر مهره را با دُرّ برابر نکنند.
 
از جمله ناب‌ترین مرقّعات به جا مانده از گلستانه مرقعی است شامل شانزده قطعه در قطع بیاضی که در تاریخ 1316 ق کتابت گردیده و به شماره 13343 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود و شامل سطوری به قلم مشقی است که در حاشیه با کتابت خفی مزین شده است و بیشتر سطرهای این مرقع از گلستان سعدی است که دستمایه‌ی گزینش نام برای آن گردیده و سایر قطعات از دیگر متون ادبی و عرفانی انتخاب گردیده و حاشیه این قطعات سروده‌هایی از سعدی، حافظ و متونی منثور از عرفا و بزرگان ادب است، که به همت مسئولین عزیز کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، هم اکنون دیدگان شما بیندگان را روشنی می‌بخشد.
 
در خاتمه لازم می‌دانم به مصداق «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» از یکایک عزیزانی که در به ثمر رسیدن نشر این نسخه ارزشمند تلاش نموده‌اند با ذکر نام سپاس‌گزاری نمایم، به ویژه؛ جناب استاد حائری بزرگ گنجور این گنجینه، حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید محمد علی احمدی ابهری، ریاست با سماحت این کتابخانه، جناب آقای احسان الله شکراللهی مدیر روابط عمومی و آقایان علی فقیهی محمّدی، کاظم آل رضا میری و نیکی ایوبی زاده در بخش نشر کتابخانه مجلس، که با پشتکار و همتشان غبار غربت از چهره این اثر نفیس زدودند و آن را به زیور طبع آراستند و ضمن صیادی دل‌ها چشم هزاران مشتاق به هنرهای فاخر و اصیل را منور ساختند. از خداوند سبحان عزّت، سربلندی و توفیق روزافزون یکایک شیفتگان شکسته نویسی و خادمان فرهنگ و هنر ايران و اسلام را خواستارم.
 
 
 
 
 

 

بیانات حضرت آیت الله سید حسن امامی پیرامون جشنواره‌ی ادبی هنری حوزه علمیه اصفهان

بیانات حضرت آیت الله سید حسن امامی
پیرامون جشنواره‌ی ادبی هنری حوزه علمیه اصفهان

از آنجا که هنر هم مثل چیزهای دیگر ، خوب و بد دارد ، پس باید دانست چه هنری خوب و چه هنری بد است . هنر یعنی زیبا جلوه دادن چیزی که باعث شیفتگی دیگران شود . مثلاً کسی که تصویری در ذهنش موجود می باشد ، وقتی که مفهوم ذهنی خود را به بهترین شکل روی تابلو پیاده می کند ، این کار او هنر خواهد بود . به گونه ای که هر کسی آن را ببیند ، شگفت زده خواهد شد .

مثال دیگر ، خط خوش است . خطی که خطاط آن سعی دارد خطی را که در ذهن خود پرورانده است در زیبا ترین قالب به روی کاغذ پیاده کند و شگفتی بیافریند . با رعایت قواعد زیبا نویسی ، مثل رعایت کرسی خط ، فواصل کلمات و غیره زیبایی دو چندان به نوشته‌ي خود می بخشد .

یا مثلاً هنر بیان که در آن گوینده سعی می کند مطلب مورد نظر خود را در قالب زیبایی از الفاظ و حرکتها به بهترین شکل به مخاطب خود بفهماند و او را تحت تاثیر و شگفتی قرار دهد . حال آنکه ممکن است ، دیگری هم همین مطالب را در نظر داشته باشد ولی چون از هنر بیان برخوردار نیست ، توفیق چندانی در تفهیم آن نیابد .

دامنه‌ی هنر بسیار وسیع است . کاشی کاری ،‌نقاشی ، بنایی ، قلم زنی ، معماری و ... همه هنر هستند . ولی هنر اسلامی اخص از آن چیزی است که بر زبان اهل هنر جاری می شود . زیرا آنها هر گونه خلق زیبایی را اگر چه با اصول عقلی و شرعی در تعارض باشد ، به کار می گیرند و جایز می دانند . مثلاً اهل هنر برای خوانندگی و پیاده کردن آهنگ روی اشعار محدودیتی قائل نیستند . ولی اسلام برای این کار یک حد قرار داده است . یعنی حد غنا که تجاوز از آن را جایز نمی شمارد .

هنری که در مسیر اهداف مقدس دینی قرار گیرد مقدس است . هر چه هدف مقدس تر باشد ، هنر مقدس تر است . قلم زن ایرانی با طراحی آینه های نقره کاری زیبا و نوشتن مطالب و اشعار پر محتوا بر روی آنها توانسته که اسلام را به چین صادر کند . زیرا چینی ها علاقه‌ی وافری به هنر ایران زمین داشته و دارند . این هنرمندان متعهد ، بهترین استفاده را از هنر خویش می کنند . آنها از این موضوع که هنر دارای شگفتی و جذابیت می باشد ،‌در راستای اهداف متعالیه‌ی اسلامی استفاده نموده اند . ایشان هم هنر خود و هم معارف والای اسلامی را به دیگران ارائه می کنند .

قرآن کریم در مورد کسانی که بدون تعقل و در نظر گرفتن اصول و مبانی ، فقط به خواست درونی خود اقدام به انجام کاری می کنند و فکر هم می کنند که کار آنها درست است ، می فرماید : « قل هل انبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا »

و در آخر اینکه ، هنری مورد تأیید شریعت مقدس اسلام است که معارضت با اخلاق و رفتار اسلامی نداشته باشد و موجب تحریک غضب و شهوت و لا ابالی گری نشود ، اگر چه که به زبان اهل هنر ، کماکان هنر نامیده می شود .

خبرنامه دومین جشنواره ادبی هنری حوزه – اسفند ماه 1386 – صفحه 6و7

قرن سیزدهم هجری را بعد از فترت یکصد ساله باید دوران شکوفای خط نستعلیق دانست چه در این عهد و زمان بود که هنر خط بالاخص نستعلیق بسر حد کمال رسید و ستارگان درخشانی در آسمان خط نستعلیق طلوع کردند.

میان مشاهیر استادان خط نستعلیق در آن عصر چون میرزا عباس نوری، میرزا محمد حسین کاتب السلطان، میر سید علی شمس الادباء، میرزا اسدالله شیرازی، میر علی شیرازی، آقا فتحعلی حجاب، میرزا آقای شیرازی داوری، میرزا علی نقی شیرازی، میرزا علی محمد صفا، حاج میرزا ابوالفضل ساوجی، حاج میرزا فضل الله ساوجی، میرزا آقا زنجانی، میرزا کاظم تهرانی، محمد مهدی تهرانی، میرزا محمد حسین حکاک، مهدی میرداماد محمد ابراهیم تهرانی مشهور به میرزا عمو میر سید علی تهرانی و پسرش میر حسین خوشنویس باشی.
 

میرزا غلامرضا - دارالصادق اصفهان

دو تن مانند مهر فروزان در عالم هنر خوشنویسی می‌درخشند یکی میرزا محمدرضا کلهر و دیگری میرزا غلامرضا است که قطعات و آثارشان روشنی بخش دیده هر بیننده صاحب هنر می‌باشد.

میرزا غلامرضا اصفهانی الاصل خوشنویس معروف را که از نوابغ خط نستعلیق و شکسته در سده سیزدهم است بیشتر ارباب ذوق و هنر و ادب می‌شناسند.

وی که در شعر غزال تخلص داشته فرزند میرزاجان و میرزاجان اواخر سلطنت فتحعلیشاه(1250ـ1212) از اصفهان به تهران آمده و به قنادی اشتغال جسته و از این راه امرار معاش می‌کرد بعد از مدتی متاهل گردید و دارای چند دختر شد در آرزوی پسر به زیارت امام رضا(علیه‌السلام) رفت و با توسل به آن حضرت خداوند در سال 1246 پسری به وی عنایت کرد که نام وی را بدان سبب غلامرضا گذاشت.

غلامرضا از کودکی شوق فراوان به کسب دانش داشت و در هفت سالگی قرآن را بی‌غلط می‌خواند چنان که خود نوشته است شبی در خواب به ارشاد بزرگواری به تقبیل آستان حضرت علی(علیه‌السلام) راهنمایی شده و در انتهای ایوانی به خدمت حضرت رسیده حضرت صفحه مشقی از او خواسته و چون وی صفحه کاغذ و قلم و دوات تقدیم داشت حضرت در وسط صفحه لام الف لائی برای او تحریر و به وی داد که از روی آن بنویسد میرزا فردای آن شب در دبستان نزد اقران بیان این خواب نمود و معلم صورت خواب از او سؤال کرد و او به معلم باز گفت و معلم غلامرضا را به تحصیل خط ترغیب فرمود بعد از دوسال وی بر همگنان برتری جست و پس از پنج سال در دبیرستان خطش امتیازی بیش از حد معمول یافت و به همین سبب به خدمت محمد شاه 1250ـ1264ه.ق رسیده مورد التفات و مرحمت بسیار قرار گرفت و برحسب امر شاه روزهای جمعه هر هفته به دربار رفته به تعلیم مشق خط شاهزادگان نامور، و به مراحم عالیه و خلاع فاخره از قبیل قلمدان دوات مرصع شال‌های ترمه‌ی کشمیری و وجوه نقدی سرافراز گردید.

بعد از درگذشت محمدشاه در سال 1264 ناصرالدین شاه نیز میرزا را مورد عنایت قرار داد و چون شهرتش زیاد شد آتش حسد دشمنان را شعله‌ور ساخته در حقش سعایت کردند و او را به تهمت بابی‌گری گرفتار ساختند، ماهی چند در زندان بود به شفاعت دوست محمدخان معیر الممالک از حبس و بند رهایی جست. به این ترتیب که به یاری زندانیان اسباب کتابتی فراهم آورد و نوشت: « در سنگلاخ حیرتم افکنده روزگار»، آن را در جوف نامه‌ای گذاشت و به نزد نظام الدوله فرستاد، نظام الدوله خط را به نزد شاه می‌برد، شاه زمانی به دقت در قطعه نگریسته و لب به تحسین می‌گشاید، معیر الممالک علی الفور می‌گوید: میرزا خوشنویسی وارسته است و از این تهمت تبری می‌جوید استدعا این که به هر حال عفوش کنید، شاه بعد از تأملی می‌گوید شفاعت تو را می‌پذیرم و او را می‌بخشم ولی به توأش می‌سپارم هر گاه از این پس مرتکب اشتباهی شود تو را مسئول می‌شناسم و به این ترتیب میرزا از زندان خلاص می‌شود.
 

اثر گران سنگ میرزا غلامرضا که در واحد هنری دارالصادق اصفهان موجود می باشد

گفته‌اند تابلوی بزرگ نادعلی را به قلم ششدانگ کتیبه به زر بر بوم سیاه را در سال 1292 به پاس این محبت برای معیر الممالک نوشته است.

میرزا غلامرضا در سال 1259 متن معروف رساله تحفه الوزرا که اکثر خوشنویسان آن را کتابت کرده‌اند قلمی می‌کند. این نخستین کتابت میرزا است که در گنج خانه کاخ گلستان محفوظ است.

میرزا غلامرضا که دیر همسر اختیار کرده بود در سال 1300 دارای پسری شده و نامش را محمدرضا گذاشت از ولادت وی بسیار شادمان گردیده چنین نگاشته است.

از تاریخ سال جدید سعید یکهزار و سیصد که فرزندی میرزا محمدرضا سعادت ولادت یافت این بنده به حکم نذر مقرر داشت که همه ساله در روز ولادت فرزندی، پلاورشته طبخ کرده به دوستان و فقیران بیاشامانند بدین ترتیب که در سال اول ولادت روز عید مولود حضرت رسالت پناهی (صلی‌ا...علیه‌وآله) یکچارک برنج و به قدر کفاف رشته و سایر لوازم و سالیان دیگر همه ساله روز اربعین نذر مزبور را به جا آوردند و هر سال بر نذر مزبور بیفزایند تا هر قدر که خداوند متعال عمر کرامت فرماید بعدها که خود فرزندی مختار شد هر چه می‌خواهد بیفزاید و به عمل آورد انشاء الله تعالی سالیان دراز سلامت و خوشبخت بماند فی شهر فوق 1300 هجری.

اما هنوز سالی چند از ولادت محمدرضا نگذشته بود ناگهان بیمار شده در سه سالگی دارفانی را بدرود گفته و پدر را داغدار کرده است.

میرزا همانطور که آرزو کرده و گفته بود:

پس از دیدین داغ و ناکامـی او مرا مرگ خوشتر ازین زندگانی

سالی نگذشت آرزویش بر آمد و روانش به محمدرضا پیوست و روز پنجشنبه 4 ربیع‌الثانی سال 1304 از این جهان فانی در گذشت و در جوار حاج میرزا صفا در صفائیه شهر ری بخاک سپرده شد.

میرزا در خط نستعلیق شاگرد میرسید علی تهرانی پدر میر سید حسین خوشنویس باشی معلم مظفر الدین شاه بود، میر سید علی استاد میرزا معروف نیست و از خطوط وی کم دیده شده ولی میر سید حسین به سبب معلمی مظفر الدین میرزا در زمان ولیعهدی خوشنویس باشی لقب گرفته بود.

شیوه می‌رسید حسین که در خط شاگرد پدرش بوده و با خط میرزا غلامرضا اندکی مشابه است چون هر دو شاگرد یک استاد بوده اند لکن خط میرزا به مراتب خوش‌تر از میر حسین است.

میرزا غلامرضا درباره خط خود چنین نگاشته است:

المنّه لله بفرّ سابقه لطف ازل و حسن توفیق خداوند عزوجل بی آن که بار منت دونان کشم و زُله نعمت این و آن چِشَم محض استعداد جبلی و فیض خدا دا اصلی خطَه خطم مسخّر بنان است و قلم سر انگشتم را سر بر خط فرمان وجودم نهالیست بر لب جویبارتر بیت افضال نامتناهی بر دمیده و بسحاب فیض الهی دارای برگ و برگردیده در دبستان ادّبنی ربی دانش اندوخته و بین اصبعین رحمان حسن خط آموخته بینه این دعاوی و گواه این مطاوی نگارش صفحه مطَر او قطعه ملحوظ دل آراست امید چنان که بینندگان حاضر در آن نگرند آیندگان غایب نیز بهره برند آن کس که ز شهر آشنائیست داند که متاع ما کجائیست بدیهی است که تحریر این تقریر نه از باب خودستائیست بلکه محض بروز فضل یزدانی و نفس مسیحائیست تا دیگران نیز ذوق این مرتبه دریابند و از درگاه خلایق به پیشگاه خالق شتابند که دولت در این سرا و گشایش در این در است یا علی مدد است.

بزرگترین شاهکار میرزا غلامرضا کتیبه‌های مدرسه سپهسالار است که در سال 1301 نگاشته است و تا کنون هیچ مدرسه و مسجدی دارای این همه کتیبه یک دست نمی‌باشد.

اخلاصش به حضرت علی(علیه‌السلام) بسیار و همیشه در مقام توکل و ایمان از وی مدد می‌خواست.

درباره تأثیر خط شکسته بر خط نستعلیق میرزا غلامرضا به اجمال و اختصار می‌توان موارد ذیل را بر شمرد: کوچک شدن دایره‌ها بخصوص در حرف (ی)، پیچ و تاب و چرخش و خمش پر غمزه حروف، بلندی بیش از حد معمول دنباله(م)، استفاده بجا از حروف و کلمات خرد اندام (در سیاه مشق)، کاربری نیم کشش‌های خط شکسته، در نظر داشتن تناسبات سواد و بیاض خط شکسته در ترکیب صفحه نستعلیق خصوصاً در سیاه مشق ها و استفاده بسیار از ارسال (از ویژگی‌های خط شکسته) در سیاه مشق نستعلیق و بطور کلی تسریع در حرکات دست و قلم نمود بیشتری دارند.

بازگشت از صوفیگری و روآوردن به روحانیت

میرزا غلامرضا - دارالصادق اصفهان

به سبب فضل و دانش او بود که به حقانیت تشیع و روحانیت پی برده و در محضر آقا سید زین العابدین امام جمعه تهران کلاه از سر وی برداشته و عمامه بر سرش گذاشته شد. و بدین ترتیب از زیّ صوفیگری به زیّ روحانیت و صراط مستقیم در آمد.

استاد میرزا غلامرضا در ادب پارسی و عربی

چنان که نوشتیم میرزا غلامرضا در هفت سالگی قرآن را بدون غلط می‌خواند طبیعتاً به صرف و نحو عربی و فارسی آشنا و در جوانی ضمن خوشنویسی آنی در کسب دانش نمی‌آسود در ادبیت و عربیت دانا ولی فضایل او را حسن خطش پنهان می‌داشت.

نظم و نثرش فصیح و استادانه است چنان که این معنی از نوشتجاتش به خوبی بر می‌آید در نظم و نثر شاگرد امامقلی خان قاجار غارت تخلص بوده و سخت بوی اخلاص داشته و این شاگرد و استاد پیوسته با هم دمساز بوده‌اند در یادداشت‌های خود به وی استادی خطاب کرده و از او به احترام یاد می‌کند و او را ابوالفضایل خوانده است. بعید نیست که تخلص غزال را غارت به او داده باشد لکن میرزا در اشعارش هرگز به این تخلص شعری ندارد.

اشعار میرزا غلامرضا

در هیچ سفینه از میرزا غلامرضا شعری دیده نشده جز در بیاض او و بخط زیبای شکسته‌اش اکنون بعضی اشعار وی را که در خور نگارش است در اینجا نقل می‌کنیم:

صوفی تو سجاده و سالوس پرستی                  ما و لب جانانه و چالاکی و مستی

المنّـة للّـه کـه به فرّ قـدم عشــق                      شد پی سپر لشکر غم کشور همتی

یک طایفه در صورت درویشـانند                         گر کنــد کـه اندر صفت میشاننـد

آنان کـه توانگرنـد درویـش نـواز                           درویـش اگر شنیـده‌یــی ایشانند

 

 

 

امام صادق (ع)

از ولادت تا شهادت

سيره فردي و اجتماعي

عالم آل محمد (ص)

مبارزات فرهنگي
مناظرات وشاگردان

 

پيامبر  و اهل بیت

زندگينامه

شناخت

سيره فردي و اجتماعي

کتابشناسی

اصحاب

 

علوم اسلامي

دروس حوزه

كلام

رجال
نقد مباني فلسفه

 

اخلاق و معارف اسلامي

عرفان اسلامي

آسيب شناسي عرفان

شخصيتها

 

دريافت خبرنامه

براي عضويت در خبرنامه سايت ايميل خود را وارد نماييد

عضويت
لغو عضويت

 

 محصولات مجموعه دارالصادق اصفهان

 

 

 
نظرسنجی
جذابترین بخش از سایت دارالصادق از نظر شما :
امام صادق(علیه السلام)
پیامبر و اهل بیت(علیهماالسلام)
آیت الله صافی اصفهانی
علوم اسلامی
تصاویر
اخلاق و معارف اسلامی
محصولات فرهنگی هنری

 

 Copyright © 2007 Daralsadegh - All right Reserved ,

Powered by : JET CMS