علاقه فراوان او به حُسن خط، وی را به وادی مشق کشانید و با بهرهگیری از آثار اساتید هم عصر خود به ویژه خطوط میرزا غلامرضا اصفهانی به ترتیب به آموختن خطوط نسخ، نستعلیق و شکسته پرداخت. و در زمینه اوجگیری و بلندپروازی ذوق هنری خاص خود را در خط شکسته یافت.
کنکاش و مداقه او در آثار پیشینان و بررسی سیر تحول خوشنویسی و کسب تجربههای شخصی، مسیر او را در انتخاب راه و روشی روشن رقم زد.
سئوالی که در خصوص سیر تطور هنر گلستانه قابل طرح است این که آیا آثار شکسته خفی میرزا غلامرضا تأثیری در سیر گلستانه داشته یا خیر؟
پاسخ به این سؤال مستلزم بررسی موشکافانه است. مایلم دقّت علاقمندان تاریخ خوشنویسی خصوصاً هنرجویان خط شکسته را به این مهم جلب نمایم که در یک بررسی کارشناسانه و تخصصی میتوان نتیجه گرفت اولاً قلم خفی میرزا غلامرضا نسبت به عبدالمجید درویش بسیار ضعیفتر است، ثانیاً اقلام خفی سید گلستانه بسیار استادانهتر از ميرزا غلامرضا اجرا شده است.
بر این اساس میتوان با اطمینان نتیجه گرفت که الهامپذیری سید گلستانه از مکتب درویش سرچشمه گرفته است، و مجذوبیت به آثار بیبدیل و دلربای درویش عبدالمجید موجب دلسپردگی او شد و آتش عشق و شوق را در کالبد هنر و جان شیفتهی او شعلهور ساخت.
این سید جلیل القدر در سیر و سلوک هنری خود با دستمایهای از همین شیفتگی متصّل مینویسد و مینویسد: بر این باورم که وی از وسوسههای «منیّت» پرهیز داشت، و نیک میدانست که اسیر نفس شدن چه قهقرائی دارد. او «خود» را فراموش میکند و آنچه مینویسد از درویش و به یاد درویش است.
گلستانه مدتها در قطعاتش نامی از خود نمیبرد و نام عبدالمجید را رقم میزند تا با نظر عنایتی از عالم بالا جمال قلم درویش را حاصل کند. آری این شورانگیزی در عرصه هنر حاصل دلباختگی او به حضرت درویش عبدالمجید است.
آن نفسی که با خودی، خود تو شكار پشّهای
وان نفسی کـه بیـخودی شیـر شكـار آیـدت
سالها بدین منوال میگذرد، در بعضی از قطعات بدون ذکر نام خود اعدادی چون 973 و یا 333 را رقم میزند که به حساب ابجد به ترتیب «سید علیاکبرگلستانه» و «علیاکبر» است و تا دوران معاصر ناشناخته مانده بود بالاخره پس از ریاضتی عاشقانه و عارفانه و طی طریق سلوک قلمش صفا و شأن پیدا کرد. و با این اجتهاد، امضا و نام خود را رقم میزند و این گونه آثار فاخری از او را مییابیم که رقم سید علیاکبر الحسنی الحسینی را دارد. مراد سید گلستانه کسب نام و نشان نبود بلکه مراد او نیل به معرفت قلم درویش بود که به حرمت پاسداری از حریم درویش نثار او شد.
جمله نامرادیت از طلب مراد تست
ورنه همه مرادها جمله نثار آیـدت
استنتاج از آثار خفی او، گواه این واقعیت است که چقدر به مکتب درویش پایبند بوده است. بیدلیل نیست که آثار بدون امضای گلستانه را بعضی از مجموعهداران و اظهارنظرکنندگان غیرکارشناسانه بعضاً و صرفاً به دلیل رقم عبدالمجید، خط درویش معرفی کردهاند.
گلستانه شخصیتی متواضع داشت و فردی عارف و مبادی آداب و اخلاق هنری بود. این خصوصیت در صفحهی آثار او نیز به چشم میخورد. به عنوان مثال چنانچه نیم نظری به مرقع شانزده قطعهای که در کتابخانه مجلس نگهداری میشود، داشته باشیم مینویسد: «سید گلستانه متصل مینویسد. ملاحظه خوبی و بدی را نمیکند.»
و در قطعهای دیگر نگاشته: «سید گلستانه به طریق شوخی قلم عشق میکند و بد مینویسد چیزی که هست خوب هم میتواند بنویسد.»
از این دو جمله مرقومه آن مرحوم میتوان درسی آموخت و نتیجه گرفت که اولاً خوشنویس باید با عشق و علاقه بنویسد و ثانیاً در نوشتن ممارست داشته باشد.
سید گلستانه متصّف به اخلاق و ادب هنری بوده و خط خودش را در قیاس با پیشینیان برتر نمیشمرد. به همین شیوه هنرمند راستین باید متواضع و فروتن باشد و از عجب و خود بزرگبینی بپرهیزد که غیر آن موجب اضلال وی و اضمحلال آثارش در تاریخ میشود. به راستی در جامعه کنونی ابتلای بعضی از نمونهها که به بیراهه کشیده شده و آثارشان فاقد اعتبار هنری است مصداق این سرودهاند که: «آن نفسی که با خودی، یار کناره میکند» و در مقابل قطرههایی که خود را هیچ نگاشته، دریا شدند و به شور مستی رسیدند: «وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت».
رسیدن به این توفیق بدون رعایت مقدمات عارفانه و پرهیز از منهیّات دست نمیدهد، و کار هنري بودن این مقدمه به کمال نمیرسد و راز این توفیق تزکیه نفس است، تا قلب هنرمند چون آینهای شفاف شود و قابل انعکاس انوار جمال گردد.
خواهـی کـه شود قلب تو چون آئینـه
ده چیــز بــرون کـن از درون سینـه
بخل و حسد و کذب و حرام و غیبت
حـرص و طمـع و کبـر و ریـا و کینه
ویژگیهای سبک گلستانه
سید گلستانه با کوله باری از تجربه و تلاش به سبک خاص خود رسید که از ویژگیهای آن، این موارد برجستگی بیشتری دارد:
- تجدید نظر در شیب و گوشت نیش قلم.
- کاستن از اتصالات ممتد.
- کوتاه کردن مدّات.
- مختصر تغییری در دوایر و قوسها.
- گرایش به قوّت از ضعف قلم.
- ترکیب بندیهای خاص.
- شناخت و استفاده درست در شاکله مفردات و ترکیبات.
وی علاوه بر اقلام خفی، به تبع نگارشهای استاد هم عصرش میرزا غلامرضا اصفهانی، اقلام جلی را هم به رشته تحریر درآورده، علیالخصوص در سطرنویسی شیوهی ویژه خود را به عالم هنر عرضه کرد، و الحق به خوبی از عهدهی آن برآمده و از طلایهداران این قلم قلمداد میشود و همین ویژگی، آثار او را با اسلافش متمایز میسازد.
سید گلستانه در دوران کسب تجربه، سفرهایی به خراسان، فارس و عراق داشته و نهایتاً در تهران رحل اقامت افکند و تا آخر عمر در آنجا ماند. او بخشی از عمر پُربرکتش را صرف نگارش مقالات ادبی و تاریخی و مرقعات نفیس نمود که در زمرهی اصیلترین آثار او به شمار میآید.
وی بخش دیگر عمرش را صرف آموزش علاقهمندان و مشتاقان هنر خط نموده و همین گام، او و قلمش را در رسیدن به رموز و دقایق خط شکسته، بالندهتر و شکوفایی استعدادش را در نوشتن بیشتر و آثار به جا مانده از وی را پختهتر کرد، و حلقهی شاگردان او وسیع و وسیعتر شد و به درخواست خودش در مدرسهی عالی سپهسالار به سمت یکی از دو معلم ثابت خط آن مدرسه که به حکم وقف تعیین شده بود منصوب گردید. و از دستخط سحرآسا و تعليمات هنری و اخلاقی او، فرزندان و بزرگان شهر بهرهها یافتند.
از شاگردان برجسته و ممتاز او محمد هاشم اصفهانی و عنقای شیرازی را نام بردهاند. اگرچه دلدادگان هنر نفیس و فاخر او کم نبودند امّا به حکم نجابت ذاتی این سید جلیل القدر، از آنجا که درآمد حاصل از تعلیم خط، کفاف معاش او را نمیداد و مشکلات عدیده و بیشمار و تنگی معیشت که گاه در قطعات وی به صورت شکوههای حکیمانه تظاهر یافته، او را وامیداشت که در خلوت عارفانه، قلم سحرآفرینش را در ایجاد مرقعات نفیس به سماع آورد و از محلّ عرضه آن به بزرگان عهد ناصری و مظفری روزگار ناملایم را سپری کند.
این بخش از آثار او هم اکنون در کنار صدها نمونه سرمشق و قطعات پراکنده از جمله عالیترین یادگاریهای به جا مانده اوست که در کتابخانهها، موزهها و مجموعههای شخصی نگهداری میشود.
سید گلستانه درست در دوران اقتدار هنرش به دنبال عارضهی چشم، چراغ عمرش بدست جرّاح ناشی خاموش شد و در سنّ 45 سالگی جان به جان آفرین تسلیم نمود و طبق وصیّتش در شهر قم در جوار حضرت معصومه علیها السلام به خاک سپرده شد. باشد که پیروان راستینش پاسداران خلق و خو و شیوهی و نگارش با هوّیت او باشند و به غنای هنر این مرز و بوم بیفزایند و این هنر شریف و قدسی را از دست مدعیّان بیهنر، در این آشفته بازار هنری نجات داده تا صرّافان گوهرناشناس بیش از این خر مهره را با دُرّ برابر نکنند.
از جمله نابترین مرقّعات به جا مانده از گلستانه مرقعی است شامل شانزده قطعه در قطع بیاضی که در تاریخ 1316 ق کتابت گردیده و به شماره 13343 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود و شامل سطوری به قلم مشقی است که در حاشیه با کتابت خفی مزین شده است و بیشتر سطرهای این مرقع از گلستان سعدی است که دستمایهی گزینش نام برای آن گردیده و سایر قطعات از دیگر متون ادبی و عرفانی انتخاب گردیده و حاشیه این قطعات سرودههایی از سعدی، حافظ و متونی منثور از عرفا و بزرگان ادب است، که به همت مسئولین عزیز کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، هم اکنون دیدگان شما بیندگان را روشنی میبخشد.
در خاتمه لازم میدانم به مصداق «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» از یکایک عزیزانی که در به ثمر رسیدن نشر این نسخه ارزشمند تلاش نمودهاند با ذکر نام سپاسگزاری نمایم، به ویژه؛ جناب استاد حائری بزرگ گنجور این گنجینه، حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید محمد علی احمدی ابهری، ریاست با سماحت این کتابخانه، جناب آقای احسان الله شکراللهی مدیر روابط عمومی و آقایان علی فقیهی محمّدی، کاظم آل رضا میری و نیکی ایوبی زاده در بخش نشر کتابخانه مجلس، که با پشتکار و همتشان غبار غربت از چهره این اثر نفیس زدودند و آن را به زیور طبع آراستند و ضمن صیادی دلها چشم هزاران مشتاق به هنرهای فاخر و اصیل را منور ساختند. از خداوند سبحان عزّت، سربلندی و توفیق روزافزون یکایک شیفتگان شکسته نویسی و خادمان فرهنگ و هنر ايران و اسلام را خواستارم.