|
ولایت :
حیات و زندگی از هنگامی به او [انسان] عنایت می شود که دست ولایت بر سر او قرار گیرد .
حیات انسانی – عمل صالح :
انسان ها تا وقتی که عمل انجام نداده اند دارای حیات انسانی نیستند .
ایمان و عمل صالح :
انسان ها هنگامی که ایمان و عمل صالح پیدا کردند نور الهی نیز پیدا می کنند: « و جعلنا لَهُ نوراً یَمْشی به فی الناس» ( انعام / 22- برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود )
ولایت :
مقام ولایت کلیه الهیه همانند خورشیدی است که بر دل های مؤمنین می تابد و آنان را در سیر باطنی و معنویشان یاری می رساند .
عنایت امام :
کسی که در مسیر تکامل قرار گرفت ، همواره مورد عنایت ولی و امام خود خواهد بود و هیچ گاه رها نخواهد شد.
پیروی از نفس اماره :
پیروی از نفس اماره و هوی و هوس شیطان و مطلق العنان بودن در ارضای غرایز و جلب منافع و لذایذ ، اینها دید باطنش را باطل کرده است .
دستگیری از انسان پس از غلبه بر غرایز :
غلبه غرایز در انسان – مخصوصاً در جوان ها – وادارش می کند که باز تخلف بکند ، معصیت بکند ، اما باز پشیمان می شود ، همین طور در نزاع و جنگ داخلی است تا وقتی که این جنبه الهی غالب می شود و می رسد به این حد که مصداق صالحین می شود . وقتی شد مصداق صالحین ، آن وقت است که دست عنایت الهی روی سرش می آید ، دست عنایت حجتِ زمان روی سرش می آید . دیگر او حساب استثنایی پیدا می کند . حالا این بنده را می برند ، دستگیری از او می کنند . قلبش نورانی می شود . باطنش ملکوتی می شود . این انسان دیگر غیر از دیگران است .
تقوا :
« یا أیها الذین آمنوا إنْ تتَّقوا اللهَ یجْعَل لکمْ فرقاناً » (انفال/29 – ای کسانی که ایمان آورده اید ، اگر از خدا پروا دارید برای شما تشخیص قرار می دهد )، قرآن می فرماید اگر تقوای الهی پیشه کنید ، اهل تقوا باشید ، خداوند به شما (فرقان) می دهد ، یک بینش خاصی ، یک دید خاصی ، یک درک خاصی که به احدی نمی دهد ، این فقط مال اهل تقواست .
حیات الهی :
مرگ مادّی خاتمه حیات مادی است ، اما در حیات الهی مرگ نیست ،تنها از این خانه به آن خانه رفتن است .
شهادت :
شهید ، زنده است ، مؤمن واقعی ، اهل عمل صالح و تقوا مرگ ندارد ، اصلا ً انتظار این مرگ مادّی را می کشد .
چگونگی حیات انسانی :
تمام آنچه که برای حیات حیوانی هست برای حیات انسانی هم هست : چشم ، گوش و غیره حتی غذا . اما غذایش همان مناجات هایی است که با خدا می کند ، همان لذتی است که از مناجات با حق می برد .
تشرف روحی :
تشرف روحی یعنی روح و باطن انسان با حضرت – روحی له الفداء- است و با مقام ولایت توأم است .
سیر تکاملی جسم و روح انسان :
سیر تکاملی انسان مراحل زیادی دارد یک سیر تکاملی صوری و جسمی دارد و یک سیر تکاملی روحی و معنوی.
شرک:
انسانی که مؤمن نیست و اهل شرک و زندقه می باشد ، اصلاً نطفه انسانیت در او منعقد نشده است .
شخصیت انسانی :
شخص ممکن است از نظر جسمی یک انسان پنجاه ساله ، شصت ساله باشد ، لکن از نظر روحی کودکی است که تازه راه افتاده است .
ولایت :
مقام ولایت کلیه الهیه کارش ، اشراق در دل ها است ، به باطن انسان هایی که حیات طیبه دارند .
ولایت :
مؤمن صادق الایمان ، مؤمن واقعی و حقیقی ، نوری دارد که دیگران ندارند . این نور همان نور ولایت است .
ولایت :
مؤمن با نور ولایت چیزهایی را می بیند که دیگران نمی بینند . بینش خاصی پیدا می کند که دیگران ندارند . حق و باطل را تشخیص می دهد .
سوء ظن به بندگان خاص :
اگر انسان خدای ناخواسته به یکی از بندگان خاص و از دوستان خدا جسارتی بکند ، اهانتی بکند ، سوء ظنی ببرد اثر سوء عجیبی دارد ، خیلی تالی فاسد دارد .
اوصاف مؤمنین :
مؤمن هیچ وقت توقف ندارد ، نه عقب گرد دارد و نه توقف ، در جا نمی زند ، همه اش رو به جلو می رود ، همه اش رو به سعادت می رود ، همه اش رو به قرب خدا می رود .
فضل الهی :
اگر فضل الهی نباشد هیچ یک از شما خوب نمی شوید .
انسان صالح :
وقتی [انسان] صالح شد ، انسان واقعیِ با محتوا می شود .
عبد صالح :
عبد صالح شدن هم به واسطه توجه حضرات معصومین علیهم السلام است ، باید توجه آنها را جلب کرد ، باید توجه حضرت مهدی روحی فداه را جلب کرد .
|