SAFIESFAHANI.COM  ::  DARALSADEGH.COM

صفحه اول :: درباره ما :: پيشنهادها و انتقادها :: ديدگاههاي كاربران :: پاسخ به مسائل شرعی و اعتقادی :: جستجو  :: ارتباط با ما

 

آيت الله صافي اصفهانی

ولادت تا ارتحال

آثار

وصيتنامه

خاطرات و كلمات قصار
روش سير و سلوك

 

تصوير روز

News: دعوت از آیت الله سید جعفر سیدان

 

اخبار

موسسه

حوزه

مذهبی

فرهنگ وهنر

 

هنر و هنرمندان اسلامي

نگارستان

آلبوم تصاوير

معرفي هنرمندان اسلامي

 

كتابخانه

معرفي كتاب

كلام

اخلاق و عرفان

تفسير

 

محصولات فرهنگي هنري

كتاب

نرم افزار

وي‍‍‍ژه نامه ها

آثار هنري

 

ایجاد ارتباط

جهت ايجاد ارتباط کد زير را در سايت خود کپي کنيد باتشکر

 

 

--

-----------------------
 
 

 

ولادت تا ارتحال

 

درسال 1298 هجری شمسی در اصفهان دیده به جهان گشود . جد اعلایش ملا صالح مازندرانی و از نواده های دختری مجلسی اول (قدس الله سره ) می باشد . پدرش حاج شیخ نصر الله ملبس به لباس روحانیت بود اما کاسب و شغلش صحافی کتب مذهبی بود و در نجف اشرف در کتابخانه امیر المؤمنین نزد علامه امینی(ره) کار می کرد . بسیار مورد علاقه و لطف و عنایت مرحوم امینی واقع شده بود . حاج نصر الله مردی بسیار پرهیزکار و اهل ذکر و معرفت و کرامت بود ، مقید به آداب و سنن دینی و نافله و زیارت عتبات عالیات و زیارت عاشورا بود . فوت او حدود سال 1344 در نجف اشرف واقع شد .

مراسم تشییع و ختم حاج نصرالله در نجف اشرف مانند مرجع تقلیدی که از دنیا رفته باشد بسیار سنگین و مجلل و با شکوه با حضور انبوه علماء و فضلا و طلاب و مراجع تقلید و کسبة نجف اشرف برگزار شد و مرجع اعلای شیعه مرحوم آیت الله العظمی خوئی بر جنازه ایشان در صحن مطهر امیرالمؤمنین (ع) نماز خواند ، مدفنش در وادی السلام نجف کنار مقبره هود و صالح پیغمبر می باشد .

آیت الله صافی اصفهانی - موسسه دارالصادق - safi esfahani

آیت الله صافی تحصیلات ابتدایی را تاسوم دبیرستان در اصفهان گذرانید ، هوش و استعداد سرشار او بخصوص مراتب اخلاقی و مظلومیت و سکوت مطلق و مداوم او در همان دوران کودکی و نوجوانی باعث شد که نامش عنوان مثل معروفی از یک دانش آموز ممتاز و کامل پیدا کند .

سپس با راهنمایی و تشویق مرد زاهد و وارسته زمان مرحوم حاج شیخ احمد حججی نجف آبادی که مردی کاردان و گوهر شناسی بود وارد رشته علوم دینی شد ، چیزی نگذشت که او را با جمعی دیگر از طلاب به خدمت سربازی بردند، خدمتی بسیار پر درد و رنج و پرمشقت ، از اصفهان او را با پای پیاده در هوای گرم و آذوقه ای ناچیز به اهواز بردند ، تقید به نماز اول وقت و نافله و سحرخیزی و حتی روزه گرفتن در آن گرمای طاقت فرسای اهواز حتی در حساسترین شرایط و موقیعتهای خدمت از او یک سرباز ممتاز و قدیس ساخته بود .

پس از بازگشت از سربازی یکسره وارد حوزه علمیه اصفهان شده و در مدرسه نوریه مشغول تحصیل می شود ، مقدمات و ادبیات را در اصفهان باتمام رساند در سال 1320 وارد حوزه علمیه قم می شود و حجره ای محقر در مدرسه حاج ملاصادق را محل سکونت خود قرار می دهد ، دروس سطح را در قم فرا میگیرد و در کنار تحصیل به تهذیب و تزکیه نفس می پردازد
 

آیت الله سید محمد تقی خوانساری - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی

و در این میان خدمت آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری می رسد که اهل دل و زاهد زمانش بود و اخلاق را نزد آن استاد اخلاق تلمذ می کند تا جائی که مجالس انس با ایشان داشت و مورد لطف و نظر خاص این مرجع عالیقدر واقع شده بود .
  آیت الله سید احمد خوانساری - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی
تفسیر را نیز با دوست صمیمی خود مرحوم مطهری بصورت خصوصی نزد قدیس زمان مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری فرا میگیرد آنگاه به هجرتی سازنده تر هدایت می شود و برای کسب مدارج علمی و معنوی هوای نجف را در سر می پروراند (الذین هاجروا و جاهدوا لنهدینهم سبلنا)
نجف اشرف - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی
در سال 1322 برای تکمیل علوم و معارف الهیه ، هجرت به نجف اشرف را آغاز می کند و در کنار باب علم نبوت و امام العارفین امیرالمؤمنین(ع) مشغول به تحصیل و تهذیب می شود و طی 28 سال اقامت کنار بارگاه مولی الموحدین(ع) از برکت آن امام متقین به عالی ترین مراتب علمی و عرفانی می رسد و در نجف یعنی معدن علم و معنویت جهان اسلام بعنوان یک شخصیت برازنده و استثنائی در علوم و معارف زبانزد خاص و عام می شود و شاگردانی نخبه و مجتهد و صالح تربیت می کند که اکنون در گوشه و کنار عراق و ایران و سایر بلاد هر کدام مشعل دار تعلیم و تربیت و هدایت هستند و کرسی درس خارج دارند . اساتید علمی ایشان در نجف عبارتند از :
 
شیخ محمد کاظم شیرازی :
 خارج مکاسب
سیدعبدالهادی شیرازی :
 خارج بحث طهارت
آیت الله سید محسن حکیم :
خارج فقه
   

آیت الله شیخ محمد کاظم شیرازی - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی

آیت الله سید عبدالهادی شیرازی - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی

آیت الله سید محسن حکیم - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی

   

 

 
شیخ محمد علی کاظمینی
ملاصدرا بادکوبه ای : معقول
 
و بیشترین استفاده را از محضر مرحوم آیت الله العظمی خوئی کسب می کند ، دروس فقه و اصول و تفسیر ایشان را تماماً شرکت کرده و تقریر می کند .
  
           آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی             
 

 

1 - یک دوره اصول ، تقریرات بحث آیت الله العظمی خوئی(ره) همراه باتعلیقات و نظریات ایشان که بعد از ارتحال ایشان به همت فرزند فاضل ایشان استاد حاج شیخ علی صافی اصفهانی به چاپ رسیده است . در جلد 4 مطبوع

2- مکاسب محرمه و بیع غیر مطبوع

3- طهارت غیر مطبوع

4- صلاه غیر مطبوع

5- ترجمه نقد فلسفه داروین تالیف حاج شیخ محمدرضا نجفی غیر مطبوع

6-متفرقاتی در حدیثو تفسیر و شعر و عرفان و تصوف  مخلوط

7-متفرقاتی درباره حج و اسرار آن ، روزه ، مذاهب اربعه  مخلوط

 

1- درسهای اخلاق و معارف اسلامی ( در 2جلد مطبوع )

2- یک دوره اقتصاد استدلالی بر اساس مبانی فقهی

3- اقتصاد ساده برای دانشجویان
    که جلسات فوق به همت و تدبیر استاد حاج شیخ علی صافی تشکیل شد و اکنون در دارالصادق اصفهان در دست تحقیق و چاپ است .

4- تقریرات خارج اصول یکدوره

5- تقریرات خارج طهارت

6- تقریرات خارج خمس

7- تقریرات خارج قضا و شهادات

8- تقریرات خارج حج

9- تقریرات درس رجال

10- متفرقاتی در تفسیر و حدیث و شعر و علوم قرآن و اسرار حج

11- اقتصاد استدلالی برای طلاب

12- اقتصاد مقایسه ای بین اسلام ، کمونیسم و کاپیتالیسم برای دانشجویان

13- بحثی پیرامون استعاذه

سید محمد تقی خوانساری در قم

سید عبدالهادی شیرازی

سید جمال گلپایگانی

آیت الله سید محمد تقی خوانساری - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی

آیت الله سید عبدالهادی شیرازی - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی

آیت الله سید جمال گلپایگانی - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی

لازم به تذکر است که آیت الله صافی(ره) هیچگونه استاد سلوکی نداشته اند ، تنها در محضر همین سه شخصیت مذکور استفاده های اخلاقی کرده اند گر چه با اغلب مدعیان رفت و آمدهایی داشتند و با بعضی از آنها روابط بسیار نزدیک و خانوادگی نیز داشته اند اما به عنوان  شاگرد سلوکی نزد کسی تلمذ نکرده اند استاد ایشان در سیر و سلوک قرآن و عترت بود و لا غیر و طریق و روش ایشان در تهذیب نفس پیرامون 4 محور دور می زد :
1- عمل به دستورات شرع مقدس تا آخرین نفس (بر خلاف دیگران که عبادات را از واصل ساقط می دانند ) .
2- محبت به خدا و اولیاء خدا(یعنی معصومین علیهم السلام ) .
3- توسل به ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام .
4 - تسلیم مطلق و بی قید و شرط در برابر معصوم علیه السلام و لا غیر (به خلاف دیگران که به استاد و پیر و مرشد سر می سپارند و تسلیم مطلق آنها می شوند ). [1]
در سال 1350 پس از فوت مرحوم آیت الله طبیب زاده که امام جماعت مسجد کمرزرین و مرد پارسا و زاهد زمان در اصفهان بود بنا به دعوت علماء و مردم اصفهان و فرمان استادش مرحوم آیت الله العظمی خوئی(ره) به اصفهان باز می گردد ودر مسجد کمر زرین طی مراسم جشن با شکوهی با تعطیلی مساجد و اجتماع علما و ائمه جماعات اصفهان امامت آن مسجد را آغاز می کند و در همان مسجد شروع به تدریس تفسیر و علوم قرآنی می نماید و گاه و بیگاه نیز به منظور مبارزه با انحرافات اعتقادی و آگاه کردن مردم از نقشه های استعمار برای نابودی دین و مذهب ، به کرسی خطابه می نشست و با یک دنیا صدق و صفا ، حقیقت و امانت که لازمه دلدادگان به حضرت حق است مردم را از خطر انحراف و بی دینی و روشنفکرهای بیگانه آگاهی میداد و دربرابر امثال کسرویها ، شریعتیها و شهید جاوید ها و سروشها و بنی صدرها (در زمان ریاست جمهوریش) حتی در برابر افکار خام و اعتقادات باطل فلاسفه و نیز در برابر انحرافات و بدعتهای عارف نمایان دنیا طلب و مخالفین زعامت و مرجعیت غیرت دینی اش به جوش می آمد و با شهامت و شجاعت تمام و اعجاب انگیز در مقابل آنها می ایستاد و از قرآن و عترت و صاحبان شریعت وصراط مستقیم خالصانه دفاع می کرد . تا جائی که دشمنان شروع به تهمت زدن و شایعه پراکنی بر علیه ایشان کردند و مخالفین در دانشگاه اصفهان اعلامیه هایی بر ضد ایشان پخش کردند و بعضی او را تهدید به قتل نموده و عده ای نیز نقشه ترور ایشان را کشیدند که به لطف خدا کید همه دشمنان به خودشان بازگشت .

آری شخصیتی با آن بار علمی بالا که برای دنیای خویش قدمی بر نمی داشت و آزارش به مورچه ای هم نمی رسید و دائم الذکر و در سکوت مطلق بسر می برد وقتی پای خدا و دین و مذهب و رسول خدا و ائمه طاهرین به میان می آمد تاب و توان کوچکترین ننگ و نیرنگی را نسبت به آنها نداشت ، می جوشید و می خروشید و جز رضای خدا به هیچ چیز نمی اندیشید و سخنش مانند میخ فولادین در دلها می نشست .

به همین منظور در سال حدود 1359 بنا به دعوت بازاریان و اهالی محل ودرخواست آیت الله خادمی و سایر علمای اصفهان طی دو طومار جداگانه به مسجد جامع اصفهان منتقل می شود و آنجا را پایگاهی برای زنده کردن دین خدا قرار می دهد و به پیشنهاد و تدبیر فرزند فاضلش حضرت استاد حاج شیخ علی صافی کلاسهای اقتصاد ، اعتقادات ، نهج البلاغه و تفسیر تشکیل داده ، جمع کثیری از جوانان را جذب دین و صراط مستقیم می نماید .
ایشان قبل از اینکه مسجد کمر زرین را ترک کنند از آیت الله ناصری که آن زمان در دولت آباد اصفهان زندگی می کرد خواستند تا امامت مسجد کمر زرین را قبول کنند و با پذیرفتن پیشنهاد استاد از سوی آیت الله ناصری مسجد جامع آماده پذیرایی از آیت الله صافی شد ، آنگاه ایشان اقامه جماعت در آن مسجد را آغاز کردند . علمائی که از آیت الله صافی درخواست کردند تا ایشان از مسجد کمر زرین به مسجد جامع منتقل شوند عبارتند از :
1- آیت الله خادمی . 2- آیت الله مهدوی. 3- آیت الله صادقی. 4- آیت الله حاج آقا احمد امامی. 5- آیت الله حاج آقا حسن امامی. 6- آیت الله ادیب. 7- آیت الله سید محمد علی موحد ابطحی. 8- آیت الله حاج آقا باقر رجائی. 9- آیت الله حاج آقا مهدی فقیه ایمانی. 10- آیت الله سید علی صادقی. 11- حاج آقا مهدی مظاهری. 12- حاج آقا کمال فقیه ایمانی. 13- آیت الله حاج آقا ضیا علامه. 14- شیخ محمد حسین رشتی. 15- صدیقین. 16- میر سید علی امامی زاده . 17- سید اسماعیل هاشمی.
 
 در کنار این برنامه ها نیز شبهای جمعه در منزل درس اخلاق و توسل برقرار می نماید  .
آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی - دارالصادق اصفهان
حضرت آیت الله زاده آقای حاج شیخ علی صافی در مورد چگونگی برگزاری درس اخلاق و دعای توسل چنین می گوید:
اینجانب مؤسس جلسات درس های اخلاق و همچنین درس های سیار اقتصاد مرحوم والد بودم که پس از آن که مدت ها به ایشان پیشنهاد و اصرار می کردم وقتی دیدم ایشان مطلقاً راضی نمی شوند و از این بابت مأیوس شدم تصمیم گرفتم ابتدا یک جلسه ی دعای توسلی برگزار کنم و آنگاه به مرور زمان ایشان را راضی کنم .
شبی از شبهای جمعه و سرد زمستان بود که قبل از نماز مغرب و عشا وسایل چای را آماده کردم و با آقا به مسجد رفتم در مسجد به چند نفر از رفقا گفتم بعد از نماز به منزل ما بیایید یک جلسه ی دعای توسلی داریم .
وقتی از مسجد برگشتیم مرحوم والد دیدند بساط چای برقرار است ، پرسیدند مهمان داریم؟گفتم : می خواهیم یک دعای توسل بخوانیم . آنگاه چند نفر از دوستان آمدند و دعا را شروع کردیم و ادامه پیدا کرد تا بعد از چند هفته کم کم بنده و شرکت کنندگان در آن مجلس آقا را راضی کردیم که هفته ای 20 دقیقه الی نیم ساعت یک مقدار مطالب اخلاقی را برای ما بیان نمایند و الحمدلله این کار عملی شد و اکنون به عنوان یک اثر ماندگار از ایشان باقی مانده است .
ناگفته نماند که مرحوم آیت الله صافی (قدس سره) پس از مراجعت به اصفهان در مدرسه صدر بازار شروع به تدریس سطح کفایه می کند اما پس از چندی آیت الله العظمی خوئی (ره) در نامه ای به مردم می نویسد آقای صافی باید درس خارج شروع کنند وگرنه برگردند به نجف که ما اینجا بیشتر به ایشان نیاز داریم . [2]
لذا از آن به بعد ایشان درس خارج را بنا به درخواست چند تن از فضلای نخبه اصفهان شروع کردند ، تا بعد از فوت آیت الله خادمی و مهدوی عملاً‌ریاست و زعامت حوزه علمیه اصفهان بعهده ایشان افتاد .
علمائی که به آیت الله العظمی خوئی نامه نوشتند و از ایشان درخواست کردند تا آیت الله صافی را به اصفهان بفرستند عبارتند از :
1- آیت الله شمس آبادی. 2- آیت الله خادمی. 3- آیت الله رجائی. 4- آیت الله حاج آقا احمد امامی. 5- فقیه عظیم الشان آیت الله حاج آقا حسن امامی.
پس از فوت آیت الله اراکی سیل علما و طلاب اصفهان و قم و سایر بلاد برای درخواست رسالة عملیه و قبول مرجعیت به سوی بیت ایشان سرازیر می شد و ایشان را تحت شدیدترین فشارها برای پذیرش این مقام قرار می دادند ، اما او نمی پذیرفت ، گاهی می شد که با صدای بلند گریه می کرد و در حالیکه اشک از محاسنش جاری می شد قسم میخورد و می فرمود والله و بالله از روزی که طلبه شدم تا این زمان چنین فکری به ذهنم خطور نکرده بود که روزی بخواهم رساله عملیه بنویسم ، بالاخره کثرت درخواستها و رفت و آمدها باعث شد که ایشان برای رهایی از این آشوب و اضطراب بطور موقت جلسه استفتایی برگزار کنند و مشغول نوشتن رساله بشوند، و درضمن یک فتوای بقاء بر تقلید هم مردم از ایشان گرفتند و با این فتوا و شروع اولین جلسه استفتاء اوضاع آرام تر شد . لذا جلسه رساله عملیه را فوراً تعطیل کردند ، اما جلسه مناسک حج برقرار بود و تا مسئله شماره 55 ادامه داشت تا زمانی که بکلی اوضاع آرام شد این جلسه را هم تعطیل کردند آنگاه معلوم شد که هدف این شخصیت زاهد و وارسته آرام کردن مردم در این موضوع بود و به این هدف هم به کمک دعا و توسل نائل آمد.
 و بالاخره روح بلند این فقیه کبیر و عارف کامل و استاد اخلاق در نزدیکیهای اذان صبح روز جمعه 7/7/1374 به ملکوت اعلی پیوست و استان اصفهان و حوزه های علمیه شیعه را عزادار کرد و با تشییعی بی نظیر بعد از شهید آیت الله شمس آبادی با حضور هیئتهای اعزامی به نمایندگی از مراجع تقلید شیعه و رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس و مقامات کشوری و لشکری جنازه پاک او را طبق وصیت آن مرحوم کنار مقبرة علامة مجلسی به خاک سپردند و از طرف استاندار دو روز عزای عمومی در استان اصفهان اعلام شد و در حوزه علمیّه اصفهان یک هفته تعطیل اعلام شد و بازار اصفهان نیز سه روز تعطیل و سیاهپوش شد و تا چهلم آن مرحوم در اصفهان و سایر شهرستانها و بعضی از کشورهای خارجی از طرف اصناف مردم ، علما ، مراجع تقلید ، مقامات کشوری و لشکری مراسم ختم و بزرگداشت آن فقیه فرزانه برقرار بود .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
متن پیام حوزه علمیه اصفهان
انالله وانا الیه راجعون
ارتحال جانگداز فقیه عظیم الشأن اهل البیت علیهم السلام ، اسوه تقوی و فضیلت ، زعیم حوزه علمیه اصفهان مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ حسن صافی اصفهانی (قدس سره الشریف) که عمری را در راه تحصیل علم و تقوی و معنویت و تدریس و تربیت چهره های درخشان علم و فضیلت سپری نمودند و از بارزترین چهره های اجتهاد و مرجعیت دینی در حوزه علمیه و استان اصفهان بودند به محضر مقدس حضرت بقیه الله الاعظم حجت بن الحسن العسگری(عج) و حوزه های علمیه تسلیت عرض می نمائیم .
بدین مناسبت حوزه علمیه اصفهان از تاریخ شنبه چهارم جمادی الاول 1416 برابر با 8/7/74 بمدت یک هفته تعطیل می باشد و نیز بهمین مناسبت مجلس بزرگداشتی روز دوشنبه ششم جمادی الاول برابر با 10/7/74 در مدرسه صدر بازار(مرکز حوزه علمیه اصفهان) از ساعت 8 صبح برقرار می گردد.
شرکت عموم علماء اعلام و مردم با ایمان تجلیل از مقام علم و اجتهاد و فقه و معنویت و فضیلت و تقوی خواهد بود .
 
حوزه علمیه اصفهان
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشتها:
 1 - برای اطلاع بیشتر در این زمینه به کتاب « طریق حق در سیر و سلوک » تالیف استادحاج شیخ علی فرزند آیت الله صافی اصفهانی (قدس سره) مراجعه فرمائید.
 2 - نامه آیت الله محزون در نزد استاد حاج شیخ علی صافی اصفهانی موجود می باشد .
 
--
  --
--
--

زندگینامه حضرت آیت الله صافی اصفهانی(ره) به دستخط خویش - طریق حق در سیر و سلوک صفحه8
 
 
--
--
--

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد                   باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

مقاله حضرت آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی - دارالصادق اصفهان

اهل تصوف و عارف نمایان کودن و بی سواد که برخلاف نص صریح آیات قرآن و روایات با علم مخالفت می کنند و خود نیز در جهل مرکب به سر می برند به این بیت شعر استدلال کرده و می گویند آیت الله صافی نیز با علم مخالف است و اصل در نظر ایشان آن است که با دوست به سر شود و چنین معنا می کنند که هرگاه در حلقة ذکر قرار گرفتیم یا در مجلس سماع به رقص و پایکوبی درآمدیم یا در محفل انسی به خواندن اشعار مثنوی و هو کشیدن پرداختیم و یا با کلاه بوقی گذاشتن و موهای سر و ریش و شارب را بلند گذاشتن و ادا و اطفارهای درویش ها را درآوردن و دور منقل نشستن و مشغول کشیدن سیگار و قلیان

و... شدن و علی علی کردن و به عیش و نوش و خوش گذرانی پرداختن، با امثال این کارها انسان با دوست به سر می شود و باقی همه بی حاصلی و بی خبری است لذا این عیاش های کودن، برای گرم کردن بازار عیاشی و اخاذی خود، این نسبت ها را به بعضی علما و فقهای شیعه نیز می دهند و برای گول زدن عوام الناس، این بزرگواران را به خود منسوب می کنند و با تعریف و تمجید از بعضی از علمای حقة مکتب امام صادق مخصوصاً بعد از رحلت ایشان سعی در جا انداختن مطلب و ترویج فساد و فحشاء و بدعت ها می کنند.

یکی از فقهای شیعه که متأسفانه مظلومانه مورد آماج اینگونه اتهامات از ناحیة اهل تصوف و عارف نمایان دنیا طلب و ضدولایتی های معروف به ولایتی ها و از سوی دشمنان دوست نمای آن بزرگوار قرار گرفته است مرحوم آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی است.

و ما شواهد زنده و مطالب ارزنده ای در دست داریم که حاکی از برائت و بی زاری آیت الله صافی از این منحرفین و دشمنان دین و آئین و از سران بی سر و پای آن ها می باشد که ان شاء الله در فرصت های مناسب منتشر خواهد شد.

مراد آیت الله صافی از شعر مذکور:

اما مراد آیت الله صافی از این بیت شعر آن است که اولاً آن ایام و ساعات و آناتی که انسان خود را در محضر حق می بیند و فقط برای رضای خدا کار می کند و با اهداف الهی و با اخلاص کامل عملی را انجام می دهد، آن ایام و ساعات و آنات، ایام و ساعات و آناتی است که با دوست به سر شده است خواه مشغول تحصیل باشد یا تدریس، خواه مشغول کار و کوشش و کسب و تجارت باشد یا مشغول غذا خوردن یا خوابیدن و استراحت و تفریح، عنوان و موضوع هرچه باشد فرقی ندارد فقط باید مشروع باشد هر عنوانی که معنونش با اخلاص و تحصیل رضای خدا تحقق پیدا کرد، آن زمان، زمانی است که با دوست به سر شده است.

در مورد علم نیز چنین است، هر زمانی که تحصیل علم فقط برای خدا بود، برای اعلای کلمة توحید بود، برای زنده نگه داشتن دین و آیین بود، برای زنده نگه داشتن نام مبارک پیغمبر و اهل بیت عصمت و طهارت بود، اخلاص در آن بود، همان زمان زمانی است که او با خدا بوده و خدا هم با او بوده، خدا از او راضی بوده و او هم از خدا راضی بوده «رضی الله عنهم و رضوا عنه»

پس ممکن است همان زمان تحصیل اوقات خوش بوده باشد، یعنی آن مقدار از تحصیلاتی که در آن اخلاص پیدا شده و جز خدا شائبه ای در آن وجود نداشته و در حین تحصیل یا تدریس یا تألیف یا تبلیغ در حضور حق بوده و هدف عالی و الهی بوده، آن مقدار از تحصیلات و کارهای علمی در ایام خوشی واقع شده که با دوست به سر شده است اما باقی (که اخلاص در آن نبوده یا برای دنیا بوده) همه بی حاصلی و بی خبری است.

لذا مرحوم آیت الله صافی می فرمایند : اگر تحصیل علم برای خدا باشد طالب و محصل آن علم محبوب همه ملائکه و محبوب خدا و محبوب اهل طاعت و خوبان عالم و انسانهای ممتاز می شود . [1]

و ثانیاً بر فرض که انسان در حین کارهای علمی در مرتبة حضور و اخلاص کامل نباشد و در تحصیل علوم در حد اعلای تهذیب قرار نگیرد تا بتواند با دوست به سر شود اما این دلیل نمی شود که به طور کلی علم را کنار بگذارد و با آن مخالفت کند و به بهانه های واهی از قبیل این که علم غرور می آورد، تکبر می آورد، خودخواهی و خودپرستی می آورد و امثال ذلک، شانه از زیر بار تحصیل علم خالی کند و عمر خود را به بطالت و عیاشی و خوش گذرانی و خوردن و خوابیدن و شب نشینی ها سپری کند و بگوید این تحصیلات و فراگرفتن علوم همه بی حاصلی و بی خبری است.

آیا تحصیل علم بی حاصلی است اما ولگردی ها و خوش گذرانی ها و شب نشینی ها و عمر به هدر دادن ها، بی حاصلی و بی خبری نیست؟!!

از آن عارف نمایانی که به ظاهر به خاطر این آفت ها با علم مخالفت می کنند، سئوال می کنیم که آیا در رشته های دیگر این آفت ها راه پیدا نمی کند؟ آیا در میان دکتر ها و مهندسان این آفت ها راه ندارد؟ آیا در میان نجارها و آهنگران و کشاورزان آفت غرور، خودخواهی و تکبر وجود ندارد؟! و هم چنین در میان سایر حرفه ها و از همه واضح تر و روشن تر، آیا در میان عارف نمایان و مدعیان مقامات و اهل ذکر آفت خودخواهی و خودپرستی و تکبر و غرور و تفوق طلبی وجود ندارد؟!! چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.

اگر احتمال آفت هست در همه جا این احتمال هست پس چرا فقط با علم مخالفت می کنید؟ چرا دکّان خود را از این آفت ها مبرّا می دانید، معلوم می شود که کاسه ای زیر نیم کاسه است و آن شاید این باشد که اولاً مطابق است با روحیة آسایش طلبی و خوش گذرانی آن ها، زیرا تحصیل علم با راحت طلبی و شب نشینی ها و روزها را در خواب طی کردن، نمی سازد.

ثانیاً نکتة دقیق این است که باید گفت چون علم است که جهل را کنار می زند و عالم است که جاهل را رسوا و توبیخ می کند و بوسیلة علم راه حق و صراط مستقیم مشخص می شود و راه از بی راهه تشخیص داده می شود بالعلم یطاع الله و یعبد و بالعلم یعرف الله و یوحد. یعنی بوسیلة علم خداوند اطاعت و عبادت می شود و به وسیلة علم معرفت و توحید حاصل می شود.

لذا جاهل قدرت مقابله با خانقاه را ندارد، قدرت مقابله با یاوه سرایی های فلسفی را ندارد، تنها عالم است که می تواند در مقابل آن ها قد علم کند، آن ها که با آیات قرآن مأنوس بوده اند، آن ها که با لسان روایات آشنایی داشتند، آن ها که قدرت استنباط دارند، آن ها که قدرت تشخیص علمی دارند می توانند انحرافات و بدعت ها و خلاف شرع های بین آن ها را بیان کنند.

به همین دلیل علم باید در نظر آن ها محکوم و مطرود و مردود باشد تا بتوانند چند صباحی جولان بدهند و به دنیای خود برسند.

از همة این ها که بگذریم، این سئوال را از وجدان های بیدار عالم داریم که اگر قرار بود همة مسلمین و یا همة انسان های روی زمین عقیدة شما را داشته باشند و دور علم را قلم بگیرند و آن را رها کرده با آن مخالفت کنند، وضعیت مردم دنیا به چه صورتی در می آمد؟ در همة زمینه ها، از دینش، از ایمانش، از آدابش، از معاشرتش، از اخلاقش، از تمدنش، از فرهنگش از هنرش و از همه چیزش.

زیر بنای همة این ها علم است و مرحوم آیت الله صافی، فقیهی که دشمن سرسخت خانقاه و معارف بیگانگان است می فرماید «علم از اهم موجبات سعادت و کمال است»

و همچنین در صفحه 845 درسهای اخلاقشان می فرمایند: « البته علم هایی هم که مربوط به استکمال نیست خوب است و در حد خودش هم باید وجود داشته باشد (واجب کفایی است) . »

پس این شعر چیزی را به نفع عقاید باطل شما ثابت نمی کند بلکه این خود دلیل بر بطلان عقیدة شماست.

چون اولاً در حین تحصیل علم و در متن کارهای علمی، انسان می تواند با نیت پاک عملش را صالح و خالص و مقدس کند تا با دوست به سر شود.

ثانیاً بر فرض هم که با دوست به سر نشد این دلیل بر آن نیست که چون بی حاصلی و بی خبری است کنار گذاشته شود و با آن مخالفت شود.

بی حاصلی یعنی این زحماتی که می کشی در تحصیل علم یا در سایر رشته ها اگر با اخلاص نباشد با نیت پاک نباشد اگر هدف الهی نباشد حاصلی ندارد، یعنی تو را به محبوب نمی رساند، تو را به آن مقام امن رضا که رضی الله عنهم و رضوا عنه باشد نمی رساند.

اما اگر کسی به این مقام نرسیده باشد ولی بتواند مثلاًبرق را اختراع کند و دنیا را روشن کند و به مردم خدمت کند آیا طبق نظر شما بگوید این کار را نمی کنم چون بی حاصلی و بی خبری است؟!!

آیا آن مادری که در پرورش فرزندش هدفش شیطانی است باید به او گفت به کودک خود غذا نده (تا بمیرد) چون این غذا دادن بی حاصلی و بی خبری است؟!! و...

ای سبک بالان فاین تذهبون، با چنین منطق های غلط و تمسخر آمیزی به کجا می روید، این ره که شما می روید به ترکستان است.

در هاون ایام چه درها که شکستید                       آن سرمه دیده است بسائید بسائید

لذا می بینیم که مرحوم آیت الله صافی ابتدا می نویسد « اینها همه به جا اما » بعد از آن شعر را می نویسد ، یعنی این تحصیلات و فراگرفتن علوم همه بجا و خوب است اگر چه در اوقات خوش هم قرار نگرفته باشد ، اما از همه چیز بهتر و خوش تر آن اوقاتی است که با اخلاص عمل و هدف الهی با دوست به سر می شود حال چه آن اوقات تحصیل باشد یا اوقات تفریح باشد یا اوقات عبادت و ذکر باشد یا اوقات غذاخوردن یا خوابیدن یا کسب و کار باشد فرقی ندارد . این است مراد مرحوم والد از شعر مذکور .

کاش غرور دلها درهم می شکست و راستی و درستی، عدالت و یک رنگی همه جا را فرا می گرفت و شجر حیات دوباره شکوفا می شد.

خداوندا دلی ده که در کار تو جان گیرد و جانی ده که در کار آن جهان باشد.

اصفهان-دارالصادق (ع)
علی صافی اصفهانی


 

[1] درسهای اخلاق جلسه 70
 
 
==================================================================
برگرفته از گاهنامه شماره 4 نورالصادق صفحه 6
==================================================================
 

 

امام صادق (ع)

از ولادت تا شهادت

سيره فردي و اجتماعي

عالم آل محمد (ص)

مبارزات فرهنگي
مناظرات وشاگردان

 

پيامبر  و اهل بیت

زندگينامه

شناخت

سيره فردي و اجتماعي

کتابشناسی

اصحاب

 

علوم اسلامي

دروس حوزه

كلام

رجال
نقد مباني فلسفه

 

اخلاق و معارف اسلامي

عرفان اسلامي

آسيب شناسي عرفان

شخصيتها

 

دريافت خبرنامه

براي عضويت در خبرنامه سايت ايميل خود را وارد نماييد

عضويت
لغو عضويت

 

 محصولات مجموعه دارالصادق اصفهان

 

 

 
نظرسنجی
جذابترین بخش از سایت دارالصادق از نظر شما :
امام صادق(علیه السلام)
پیامبر و اهل بیت(علیهماالسلام)
آیت الله صافی اصفهانی
علوم اسلامی
تصاویر
اخلاق و معارف اسلامی
محصولات فرهنگی هنری

 

 Copyright © 2007 Daralsadegh - All right Reserved ,

Powered by : JET CMS