SAFIESFAHANI.COM  ::  DARALSADEGH.COM

صفحه اول :: درباره ما :: پيشنهادها و انتقادها :: ديدگاههاي كاربران :: پاسخ به مسائل شرعی و اعتقادی :: جستجو  :: ارتباط با ما

 

آيت الله صافي اصفهانی

ولادت تا ارتحال

آثار

وصيتنامه

خاطرات و كلمات قصار
روش سير و سلوك

 

تصوير روز

Pictures: آیت الله زاده حاج شیخ علی صافی اصفهانی

 

اخبار

موسسه

حوزه

مذهبی

فرهنگ وهنر

 

هنر و هنرمندان اسلامي

نگارستان

آلبوم تصاوير

معرفي هنرمندان اسلامي

 

كتابخانه

معرفي كتاب

كلام

اخلاق و عرفان

تفسير

 

محصولات فرهنگي هنري

كتاب

نرم افزار

وي‍‍‍ژه نامه ها

آثار هنري

 

ایجاد ارتباط

جهت ايجاد ارتباط کد زير را در سايت خود کپي کنيد باتشکر

 

 

--

-----------------------
 
 

 

مبارزات فرهنگي

 
     

از نظر فكرى و فرهنگى نيز عصر امام صادق (ع) عصر جنبش فكرى و فرهنگى بود. در آن زمان شور و شوق علمى بى سابقه ‏اى در جامعه اسلامى به وجود آمده بود و علوم مختلفى اعم از علوم اسلامى همچون: علم قرائت قرآن، علم تفسير، علم حديث، علم فقه، علم كلام، يا علوم بشرى مانند: طب، فلسفه، نجوم، رياضيات و $ پديد آمده بود، به طورى كه هر كس يك متاع فكرى داشت به بازار علم و دانش عرضه مى ‏كرد. بنابراين تشنگى علمى عجيبى به وجود آمده بود كه لازم بود امام به آن پاسخ گويد/

عواملى را كه موجب پيدايش اين جنبش علمى شده بود مى ‏توان بدين نحو خلاصه كرد:

1- آزادى و حريب فكر و عقيده در اسلام. البته عباسيان نيز در اين آزادى فكرى بى تاثير نبود؛ اما ريشه اين آزادى در تعليمات اسلام بود، به طورى كه اگر هم عباسيان مى ‏خواستند از آن جلوگيرى كنند، نمى‏ توانستند.

2- محيط آن روز اسلامى يك محيط كاملاً مذهبى بود و مردم تحت تاثير انگيزه‏ هاى مذهبى بودند. تشويقهاى پيامبر اسلام به كسب علم، و تشويقها و دعوتهاى قرآن به علم و تعليم و تفكر و تعقل، عامل اساسى اين نهضت و شور و شوق بود/

3- اقوام و مللى كه اسلام را پذيرفته بودند نوعاً داراى سابقه فكرى و علمى بودند و بعضاً همچون نژاد ايرانى (كه از همه سابقه ‏اى درخشانتر داشت)و مصرى و سورى،از مردمان مراكز تمدن آن روز به شمار مى‏ رفتند.اين افراد به منظور درك عميق تعليمات اسلامى،به تحقيق و جستجو و تبادل نظر مى ‏پرداختند/

4-تسامح دينى يا همزيستى مسالمت ‏آميز با غير مسلمانان مخصوصاً همزيستى با اهل‏كتاب.مسلمانان،اهل را تحمل مى‏ كردند و اين را برخلاف اصول دينى خود نمى‏ دانستند. در آن زمان اهل كتاب، مردمى دانشمند و مطلع بودند. مسلمانان با آنان برخورد علمى داشتند و اين خود بحث و بررسى و مناظره را به دنبال داشت .

 

 

خليل منصورى

يك مكتب جامع و فراگير و فرازمانى مى‏ بايست‏ به گونه‏ ا ى داراى ‏انعطاف باشد كه در هر شرايط نيازهاى جوامع انسانى را برآورده‏ سازد. نيازهاى انسانى دو دسته پايدار و ناپايدار هستند، باتوجه به شرايط زمانى و مكانى دگرگون و پاسخ‏هاى متنوع و مختلفى‏ را مى ‏طلبند. جامعه انسانى از جهت ‏سير كمالى خود هيچ گاه حالت ‏ايستايى ندارد و عوامل و سازه كارهاى متعددى از درون و بيرون‏ برآن تاثير مى‏ گذارند. ناپايداري‏ها و بالندگى انسان و جامعه درسويه‏ هاى مختلف، نيازهاى تازه و پاسخ‏هاى نوينى را مى جويد و پديد مى ‏آورد. نيازهاى جدى و پاسخگويى به اين نيازها با توجه به‏ شرايط ناپايدار و بالندگى جامعه و انسان، موجب شد كه پاسخ‏ها، رويكردها و راهبردهاى كوتاه و يا بلند مدت شايستگى خود را ازدست‏ بدهد و افزون بر كهنگى دچار بحران هويت و از سويى از يك‏ پديده زيستى به يك پديده آسيب زننده و بيمارى‏زا تبديل و دگرگون ‏گردد. مذاهب، مكاتب و ايدئولوژي‏هاى بشرى و فلسفى و حتى قوانين‏ بشرى به جهت همين ناپايدارى و ناتوانى از گفتمان با وضعيت‏ متغير و ناپايدار، همچنان دستخوش دگرگونى و كهنگى مى ‏گردد و هر از گاهى راهكار، رويكرد، رهيافت‏ بر راهبردهاى زنده و مفيد و سازنده به يك بيمارى، دشوارى، مشكل و راهزن تبديل مى‏ گردد و نه ‏تنها سازنده نيست بلكه آسيب‏هاى جدى به حركت و سير تكاملى انسان‏و جامعه‏ ى انسانى وارد مى‏ آورد. تنها مكتب و ايدئولوژيى مى ‏تواند پايدار و پابرجا بماند كه گرفتار روزمرگى و زمان زدگى نشده و به ‏گونه‏ اى نگرش، آموزه‏ ها و راهبردهاى فرازمانى و فرا مكانى داشته‏ كه گرفتار بندهاى هزار لايه زمان و مكان نگردد. اين مكتب تنها ويژگى پايدارى را با خود به همراه خواهد داشت و در طول تاريخ‏ بشرى مى ‏تواند همگام يا پيشرو با او حركت نموده و انسان‏ها را از آموزه ‏ها و گزاره ‏هاى خود بهره‏ مند سازد. بي‏گمان گردهمايى پايدارى‏ و ناپايدارى تنها از عهده ‏ى مكتبى بر مى ‏آيد كه بر پايه فطرت ‏انسانى و با شناخت كامل و جامع از ويژگي‏هاى انسان و جامعه ‏گزاره ‏ها و آموزه ‏هاى خود را ارايه دهد و چون انسان به عنوان فرد بلكه حتى به عنوان نوع ناتوان از شناخت جامع و كامل از خواسته‏ ها، نيازها، شرايط زمانى و مكانى ناپايدار و پيش بينى و يا پيشگويى آينده و نيازهاى آيندگان است نمى ‏تواند چنين بينش ، رويكرد و راهبردى جامع، كامل و فراگيرى را ارايه دهد. مى ‏بايست‏ يا دست از اين كه پايه گذار چنين مكتبى باشد، بشويد و خود را روزمرگى و زمان و مكان‏زدگى دچار سازد و براى هر مقطعى برنامه،آموزه بينش راهكار و راهبرد تازه ‏اى ارايه دهد و هميشه گرفتار شرايط زدگى گردد و يا آن كه به مكتبى ايمان آورد كه بانگرش و بينشى فرا زمانى و مكانى و با شناخت كامل و جامع به روحيات،خواسته ‏ها و نيازهاى او، آموزه ‏ها و گزاره‏ هاى جاويدان و پايدارى ‏را ارايه داده كه با توجه به ناپايدارى شرايط و زمان، گزاره ‏هاى‏ پايدار آن او را به جهت و فرجام كمال و نهايى بكشاند و نوع‏ نسانى را به كمال نوعى خود برساند.

اسلام با دارابودن دو ويژگى انعطاف و شناخت كامل و جامع، ميان‏ ناپايدارى شرايط و نا ايستايى از سويى، و پايدارى آموزه ‏ها، و گزاره‏ هايش از سوى ديگر اين امكان را براى بشر فراهم آورده است‏ تا بتواند، در شرايط ناپايدار و نا ايستا با قوانين، آموزه ‏ها وگزاره‏ هاى پايدار او را به سوى مقصود و هدف نهايى‏ اش رهنمون‏ سازد; به اين معنا كه اسلام به عنوان يك مكتب كه براى راهنمايى ‏و رساندن انسان به كمال و پاسخگويى به همه‏ى نيازهاى او داراى ‏چنان توانايى و كشش مي‏باشد كه بتواند به اين نيازها پاسخ‏هاى ‏مناسب و راستين ارايه دهد; و مناسبات زمانى، مكانى و بالندگى ‏جامعه و انسان را در نظر بگيرد و گرفتار بندهاى ايستايى نگردد و پويايى و پايدارى را در همان حال در خود گردآورد. اين پويايى ‏و پايدارى درونمايه‏ اى مي‏تواند بر زمان و مكان، ناپايداري‏ها و نا ايستايي‏هاى هر زمان و مكان چيره گردد و هرگز در پاسخ دهى‏ وانماند و همه ‏ى شرايط را برتابد.

جاودانگى اسلام به عنوان يك مكتب فرا بشرى كه آموزه‏ ها و گزاره ايش تا قيامت پايدار و دستوركار بشر براى رسيدن به ‏خوشبختى دو جهانى است، تنها از اين رو است كه پويايى و پايدارى ‏را در خود آميخته دارد و در ادامه مساله ‏ى وصايت و امامت تاپايان هستى اين جهان نيز تنها از همين جا توجيه ‏پذير خواهد بود.

از ديدگاه شيعه، پايدارى هميشگى امامت همچون ديگر آموزه ‏ها و گزاره ‏هاى پايدار و فرازمانى و مكانى ‏اش از اين رو بوده و هست تا پويايى و پايدارى، ناايستايى با جاودانگى و پايندگى ميان‏خواسته‏ ها و شرايط جمع گردد و تعارض و تناقض از ميان برداشته‏ شود. اين امامت و پيشوايى هميشگى و پايدار به آدمى يارى‏ مى ‏رساند تا بهترين پاسخ‏ها را براى نيازهايش برگزيند. از اين‏ نگرش مى ‏توان به تفاوت‏ها و حتى تناقض نماها در رفتارها، كنش‏ها،واكنش‏ها، رويكردها، راهكارها و راهبردهاى پيشوايان دينى نگريست ‏و آن‏ها را توجيه كرد و تفسير و توضيح داد. شهيد مطهرى در اين‏باره مى ‏فرمايند: ائمه اطهار عليهم السلام در هر زمانى مصلحت اسلام ‏و مسلمين را در نظر مى‏ گرفتند و چون دوره ها و زمان‏ها و مقتضيات‏ زمان و مكان تغيير مى‏ كرد، خواه و ناخواه همان طور رفتار مى ‏كردند كه مصالح اسلامى اقتضا مى‏ كرد و در هر زمان جبهه ‏اى مخصوص‏ و شكلى نو از جهاد به وجود مى‏ آمد و آن‏ها با بصيرت كامل آن‏جبهه ‏ها را تشخيص مى‏ دادند.

اين تعارض‏ها، نه تنها تعارض واقعى نيست‏ بلكه بهترين درس‏ آموزنده است ‏براى كسانى كه روح و عقل و فكر مستقيمى داشته ‏باشند. جبهه شناس باشند و بتوانند مقتضيات هر عصر و زمانى رادرك كنند كه چگونه مصالح اسلامى اقتضا مى‏ كنند. (بيست گفتار،شهيد مرتضى مطهرى، ص‏159)

اين تعارض‏ها و تناقض نماها برخاسته از پويايى و انعطاف پذيرى‏اسلام و هماهنگى و همسازى با شرايط زمانى و مكانى در جهت ‏پاسخگويى به نيازهاى ناپايدار و نا ايستاى انسان و جامعه است.

مجموعه اين، آموزه‏ ها، گزاره‏ ها، راهكارها و رهيافت‏ها و نيز رويكردهاى امامان و پيشوايان دينى اين امكان را به بشر مى‏ دهد تا بتواند براى هر زمان و مكانى با توجه به شرايط پاسخ‏هاى‏ مناسب را بيابند و در زندگى فردى و اجتماعى خويش از آن‏ بهره‏ گيرند.

تنوع و اختلاف برخوردها، رويكردها و راهبردهاى آنان كه در طول ‏بيش از دو سده در شرايط بسيار مختلف در صحنه‏ هاى اجتماعى و فكرى ‏آن‏ اندازه زياد است كه هريك نيازى از نيازهاى آدمى را پاسخ‏ مى دهد و اين افزون بر مجموعه ‏ى كامل آموزه‏ ها وگزاره ه‏اى است كه ‏در قرآن در شرايط بسيار متفاوت و در جوامع مختلف از جهت‏ روحيات، انديشه و بينش درباره پيامبران بيان شده است كه هريك از آنان مي‏تواند پاسخى درست و راستين براى بكارگيرى در زندگى ‏فردى و اجتماعى آدمى تا پايان و فرجام تاريخ و جهان بشرى باشد.

 

از اين نگاه مى ‏توان به رويكرد فكرى، آموزشى و پرورشى امام جعفرصادق(ع) پرداخت و دانست كه چرا ايشان در دوران بحران سياسى و اجتماعى كه جامعه آن روز اسلام و جهان اسلام را فرا گرفته بود و حكومتها دست‏به دست مى ‏شد به جنبش و قيام مسلحانه دست نيازيد و خلافت و حكومت اسلامى را كه حق ايشان بود در دست نگرفت و حتى در پاسخ به پاره ‏اى از دعوت‏ها براى در دست گرفتن پيشوايى و رهبرى ‏قيام بر ضد حكومت درحال فروپاشى امويان اقدامى نكرد بلكه حتى‏ نامه ‏ى پيشنهادى را پيش روى فرستاده ابوسلمه معروف به وزيرآل‏البيت عليهم السلام را سوزاند. پرسش اين است كه چرا دو گونه‏ رفتار از دو امام به يقين صورت مى ‏پذيرد و يكى قيام مى‏ كند و ديگرى نامه را مى ‏سوزاند؟ تعارض از كجا ناشى شده است؟

چرا در روش و رويكردهاى پيشوايان دينى به اين امور متعارض و متناقض‏ نما برخورد مى ‏كنيم؟ آيا اين تعارض‏ها و تناقض‏ها همانند تعارض‏ها و تناقض‏هايى است كه در مسايل فقه و احكام وجود دارد؟

مشكل اينجاست كه همان گونه كه اگر در اخبار متعارض و متناقضى ‏كه در فقه و احكام نقل شده، تعارض‏ها حل نگردد و هر كس به خبر و حديثى تمسك جويد، موجب مى‏ شود كه هرج و مرج در فقه پديد آيد،اگر در اين رويكردها و راهبردهاى مختلف پيشوايان از آن جمله‏ امام حسين و امام حسن عليهم السلام و ديگر امامان و پيشوايان‏ درود خداوند بر ايشان باد. تعارض‏ها و تناقض‏ها برطرف نگردد،موجب آن خواهد شد كه هرج و مرج اخلاقى و اجتماعى و سياسى پديدآيد و هركس به هوا و هوس خود راهى را پيش بگيرد و بعد آن را باعملى كه در يك مورد معين و يك زمان معين از يكى از امامان و پيشوايان نقل شده توجيه و تفسير كند و فرد ديگرى نيز بر پايه ‏هوس خود راهى ديگر كه ضد آن است را پيش بگيرد و او نيز آن رابه يكى از امامان و رفتارها، گفتارهاى گزينشى از آنان استناد داده و آن را اصل بگيرد; و اين چنين است كه برخى، با توجه به‏ اين تفاوت‏ها، تعارض‏ها و تناقض‏ها بگويند كه اسلام دين آخرت است و آن ديگرى بگويد دين حكومت و دنيا است نه دين آخرت. يكى حركت ‏امام حسين(ع) را حركت دنيوى در جهت رسيدن به خلافت و حكومت‏ توجيه كند و آن ديگرى صلح امام حسن(ع)، كنارگيرى امام زين‏ العابدين(ع) و سوزاندن نامه رهبر قيام و جنبش‏هاى دوره پايانى ‏حكومت اموى توسط امام صادق(ع) را نشان از آخروى بودن اسلام و غير دنيايى بودن آن تفسير نمايد.

آن كس كه سرى پرشور دارد و طبع و مزاجش با آرامش سرسازش ندارد و خاموشى را نپسندد براى توجيه رويكرد و رفتارهايش به شيوه‏ پيامبر(ص) در صدر اسلام و جنبش و قيام‏هاى شيعيان و به ويژه جنبش ‏و نهضت‏ حسينى استناد كند و آن ديگرى كه مزاجى عافيت طلب و گوشه‏ گير موضوع تقيه و راه و روش امام صادق(ع) يا ديگر پيشوايان‏كه چنين روشى را برگزيده ‏اند استناد نمايد و به اين صورت‏ رويكردها و رفتارها و كنش‏ها و واكنش‏هاى متفاوت اين پيشوايان ‏تنها ابزارى براى توجيه رويكردها خواهد شد و كسى به سخن كسى ‏گوش فرا نخواهد داد و جامعه و مكتب دچار هرج و مرج و اضطراب‏ مى‏ گردد.

با نگاهى دوباره به آن چه در آغاز گفتار گذشت رمز اين تعارض‏ها و تناقض نماها دانسته خواهد شد و پرده از راز فرو خواهد افتاد.چون پويايى درعين حال پايدارى آموزه ‏ها و گزاره ‏ها و روح زنده و سيال و پوياى تعليمات اسلامى چنين تعارض و تناقض نماهايى را ايجاب مى ‏كند. اين تعارض‏ها و تناقض‏ها در واقع آموزش بهره ‏گيرى و به كارگيرى از شرايط و امكانات زمان و بهترين شيوه پاسخگويى به‏ نيازهاى هر زمان است كه مى‏ توان از آن‏ها در راستاى تكامل انسان‏ و جامعه انسانى بهره گرفت و از آن سود برد. شهيد مطهرى درباره ‏دو رويكرد متفاوت دو امام صادق و امام حسين عليهم السلام ‏مى ‏فرمايند: امام حسين(ع) بدون پروا، با آن كه قراين و نشانه ‏هاحتى گفته‏ هاى خود آن حضرت حكايت مى ‏كرد كه شهيد خواهد شد، قيام‏ كرد ولى امام صادق(ع) با آن كه به سراغش رفتند، اعتنا ننمود و قيام نكرد، ترجيح داد كه در خانه بنشيند و به كار تعليم و ارشاد بپردازد.

به ظاهر تعارض و تناقض به نظر مى‏ رسد كه اگر در مقابل ظلم بايدقيام كرد و از هيچ خطر پروا نكرد، پس چرا امام صادق(ع) قيام نكرد، بلكه در زندگى مطلقا راه تقيه پيش گرفت و اگر بايد تقيه ‏كرد و وظيفه‏ ى امام اين است كه به تعليم و ارشاد و هدايت مردم‏ بپردازد، پس چرا امام حسين(ع) اين كار را نكرد؟ (همان، ص‏153)شهيد مطهرى با توجه به اوضاع سياسى عهد امام به اين پرسش پاسخ‏ مى‏ دهند و بيان مى ‏دارند كه اين رويكرد به ظاهر متناقض و متعارض‏ تنها به ‏شرايط و مقتضيات زمان و مكان بود كه درسى آموزنده‏ براى رهروان راه پيشوايان راستين است تا بدانند كه در شرايط مختلف مى ‏توانند رويكردهاى متفاوتى داشته باشند. امام صادق(ع)مى ‏دانست كه بنى ‏العباس مانع آن خواهند شد كه حكومت‏ به اهل ‏بيت‏ پيامبر(ص) منتقل شود و در صورت پذيرفتن پيشنهاد بدون هيچ‏ تاثيرگذارى مثبت آن حضرت را شهيد خواهند كرد. ايشان‏ مى ‏فرمايند: امام(ع) اگر مى‏ دانست كه شهادت آن حضرت براى اسلام و مسلمين اثر بهترى دارد، شهادت را انتخاب مى ‏كرد. همان طورى كه ‏امام حسين(ع) به همين دليل شهادت را انتخاب كرد. در آن عصر كه‏ به خصوصيات آن اشاره خواهيم كرد، آن چيزى كه بهتر و مفيدتر بود رهبرى يك نهضت علمى و فكرى و تربيتى بود كه اثر آن تا امروز هست. همان طورى كه در عصر امام حسين(ع) آن نهضت ضرورت داشت و آن نيز آن طور به جا و مناسب بود كه اثرش هنوز باقى است.

جان مطلب همين جا است كه در همه ى اين كارها، از قيام و جهاد و امر به معروف و نهى از منكرها و از سكوت‏ها و تقيه‏ ها بايد به ‏اثر و نتيجه آنها در آن موقع توجه كرد. اينها امورى نيست كه به‏ شكل يك امر تعبدى از قبيل وضو، غسل، نماز و روزه صورت بگيرد.

اثر اين كارها در مواقع مختلف و زمانهاى مختلف و اوضاع و شرايط مختلف فرق مى ‏كند. گاهى اثر قيام و جهاد براى اسلام نافع‏تر است و گاهى اثر سكوت و تقيه، گاهى شكل و صورت قيام فرق مى‏ كند. همه‏ اينها بستگى دارد به خصوصيت عصر و زمان و اوضاع و احوال روز و  يك تشخيص عميق در اين مورد ضرورت دارد، اشتباه تشخيص دادن ‏زيان‏ها به اسلام مى‏ رساند. (همان، ص 155)

 
 

 

امام صادق (ع)

از ولادت تا شهادت

سيره فردي و اجتماعي

عالم آل محمد (ص)

مبارزات فرهنگي
مناظرات وشاگردان

 

پيامبر  و اهل بیت

زندگينامه

شناخت

سيره فردي و اجتماعي

کتابشناسی

اصحاب

 

علوم اسلامي

دروس حوزه

كلام

رجال
نقد مباني فلسفه

 

اخلاق و معارف اسلامي

عرفان اسلامي

آسيب شناسي عرفان

شخصيتها

 

دريافت خبرنامه

براي عضويت در خبرنامه سايت ايميل خود را وارد نماييد

عضويت
لغو عضويت

 

 محصولات مجموعه دارالصادق اصفهان

 

 

 
نظرسنجی
جذابترین بخش از سایت دارالصادق از نظر شما :
امام صادق(علیه السلام)
پیامبر و اهل بیت(علیهماالسلام)
آیت الله صافی اصفهانی
علوم اسلامی
تصاویر
اخلاق و معارف اسلامی
محصولات فرهنگی هنری

 

 Copyright © 2007 Daralsadegh - All right Reserved ,

Powered by : JET CMS